تبلیغات
شعر - مشاهیر ایران و جهان (شعر 1)
آباده‏ای •
(1355 -1275 ق)، خطاط و شاعر نوحه‏سرا، متخلص به مینو. در قریه‏ى صغاد از توابع آباده متولد شد. مقدمات علوم ادبى و عربى را نزد پدرش آموخت و به خوشنویسى و به خصوص خط نستعلیق نیز علاقه داشت و در آن مهارت كامل یافت. حاج آقا بزرگ در سرودن انواع شعر به ویژه نوحه‏سرایى استاد بود. اشعارش در تعزیه‏ها و سوگواریها...
آبانی تهرانی، نصراللَّه •
(ز 1274 ق)، شاعر. در تهران متولد شد. ابتدا عطارى مى‏كرد، اما به تشویق پدر كه از علما و فقها بود به تحصیل روى آورد. در فضل و ادب سرآمد بود و اشعار فارسى و عربى فراوانى از بر داشت. آبانى شاعرى نكته‏سنج بود و در قصایدش میرزا آقاخان نورى را مدح گفته است. «دیوان» شعرى از وى برجاى مانده است.
آبرو گیلانی •
(پیش از س سیزدهم ق)، شاعر. چنانكه میرعلى شیر قانع تتوى در «مقالات الشعراء» مى‏نویسد این دو بیت در حاشیه‏ى كتابى كه به یكى از دوستان وى تعلق داشته به نام آبرو ضبط شده است. ظاهراً این شاعر از موطن خویش به سند رفته است: منشیان قلمرو ایجاد بهر تدریس عشق تاخته‏اند خال را بر بیاض كردن یار نقطه‏ى انتخاب...
آبشوری، زین‏العابدین •
(س یازدهم ق)، خطاط و شاعر. در «جامع مفیدى» آمده است: در نوشتن خط نستعلیق مرتبه‏ى عالى یافت و با وجود حسن خط، به انواع كمالات و فضایل و تقوا آراسته بود. آبشورى شعر نیز مى‏گفت و دیوانش متداول بود. در تعلیم خط مهارت داشت و آداب تعلیم را به شاگردان در لباس نظم ادا مى‏كرد. در اواخر دولت شاه صفى صفوى (1052...
آبی ترشیزی •
(؟)، شاعر. از ترشیز به دهلى مهاجرت كرد و در آنجا سكنى گزید.
آبی، ابوسعد، ابوسعید منصور •
(وف 432 /422 /421 ق)، فقیه، ادیب، شاعر و مورخ امامى. در آبه یا آوه از توابع ساوه متولد شد. و پس از كسب معلومات متداول زمان در رى به وزارت ابوطالب مجدالدوله‏ى دیلمى رسید، و با صاحب بن عباد دوستى داشت. به گفته‏ى منتجب الدین از شاگردان شیخ طوسى بود. عبدالرحمان نیشابورى از او روایت مى‏كرد. برادر او، ابومنصور...
آتایی بلخی •
(س نهم ق)، شاعر. از اولاد اسماعیل آتا و مردى خوش طبع و درویش‏وش و منبسط بود. او به تركى شعر مى‏گفت. اشعار آتایى در زمان حیاتش در میان تركان شهرت داشت. وى در بلخ مدفون گردید. «دیوان» شعرى از او برجاى مانده است.
آتسز خوارزمشاه، علاء الدین، علاء الدوله، ابوالمظفر •
(وف 551 ق)، شاعر. خانواده‏ى اتسز در اصل از غلامان ترك بودند و جدش از طرف سلطان ملكشاه سلجوقى به امارت رسید. اتسز گرچه دست نشانده دولت سلجوقى بود امّا چون در امر حكومت استقلال داشت، شاید بتوان او را بنیانگذار سلسله‏ى خوارزمشاهیان به شمار آورد كه از آن پس مستقل بودند و در آغاز سده‏ى هفتم قمرى توانستند...
آتش •
میرزا حسن فرزند حاج میرزا آقا ابن محمّد طاهر بروجنى. شاعر فاضل و ادیب كامل، مردى خلیق و مهربان و نیك سرشت و خوش طینت بوده، در اوایل عمر به شغل زنجیره بافى اشتغال داشته، و در صنعت گل دوزى و یراق از اساتید فن بشمار مى‏رفته، سپس تغییر شغل داده و به تجارب مشغول گردیده و تا آخر عمر بدین شغل اشتغال داشته. در...
آتش اصفهانی، حسن •
(1349 -1286 /1284 ق)، شاعر. در اصفهان متولد شد و در هنرهاى مختلفى علاوه بر شاعرى دست داشت، از جمله: زنجیر بافى، یراق دوزى و گلدوزى. وى در بیشتر انجمنهاى ادبى اصفهان شركت مى‏كرد و از محضر استادانى چون ملك الشعراى عنقا و عمان سامانى و میرزا حسینعلى آشفته‏ى اصفهانى كسب فیض نمود. از جمله معاصران آتش، میرزا...
آتش اصفهانی، محمد •
(وف 1290 ق)، شاعر. اصلش از حله است و موطنش فریدن اصفهان، به این سبب به آتش فریدنى نیز شهرت داشت. منصب نیابت صدرات اصفهان را داشت. در علوم مختلف صاحب نظر بود. از شعراى عهد قاجاریه است. این دو بیت از او است: در گردن دیگرى میفكن دستى كه به خون من خضابست درین بهار به خود داده‏ام قرار دگر كه مست افتم...
آتشی شروانی •
(س دوازدهم ق)، شاعر. قبل از آتشى مراغه‏اى داراى این تخلص بود. صاحب «دیوان» اشعار است. این دو بیت مشهور از او است: صبحدم كاین زورق زرین به امر دادگر شد روان بر روى این دریاى سبز پر درر از پس پرده زلیخایى سحرگه رخ نمود همچو یوسف كو برآورد از درون چاه سر
آتشی شیرازی، طاهر •
(ز 928 ق)، شاعر. از نام و نشان او اطلاعات كافى در دست نیست. شغلش نانوایى بوده است، به همین جهت او را آتشى خبّاز نیز نامیده‏اند. گویا میان او و صبوحى شیرازى باب هجو مفتوح بوده است. «دیوان» آتشى مورخ 910 ق و مشتمل بر قصایدى است در باب غزوات امیرالمؤمنین حضرت على بن ابى‏طالب (ع). از دیگر آثار او «معدن افكار»،...
آتشی مراغه‏ای •
(س سیزدهم ق)، فقیه، ادیب و شاعر. در عهد فتحعلى شاه شیخ‏الاسلام مراغه و از شعراى معروف آن شهر و متخلص به آتشى بوده است. وى كتب زیادى تألیف كرده است، دیوانى هم دارد كه اكثر اشعار آن به زبان تركى است.
آتشی، حسن •
(س سیزدهم ق)، شاعر حماسه‏سرا. از احوالش اطلاعى در دست نیست. اثر وى «جنگنامه»اى است حاوى منظومه‏هایى با عناوین: «جنگ نامه‏ى محمد بن على»، «جنگ نامه‏ى حضرت على (ع)»، «جنگ ادهم بامكید»، «داستان غزاى تبوك و گریختن لشكر از ضرب ذوالفقار». این داستانها كه همه داراى جنبه‏ى حماسى كامل است، فاقد ارزش و اعتبار...
آتشی، منوچهر •
منوچهر آتشی در سال 1310 ، در بوشهر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خویش به پایان رسانید و به خدمت دولت در آمد. او در سال 1339 تحصیلات خودرا وارد دانشسرای عالی تهران پی گرفت و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی...
آتونی، حیات •
(س نهم و دهم ق)، شاعر. آتونى همسر ملابقایى، مراد امیرعلیشیر نوایى، بود كه با شوهر خویش به مشاعره مى‏پرداخت. زنى خوش صحبت و مایل به مجالست ادبا و فصحا بود. در موسیقى هم دست داشت. در عصر شاه طهماسب اول صفوى با همسر خویش به دربار همایون شاه تیمورى در هند رفت و پس از انقراض سلسله‏ى تیموریان هرات، آتونى به...
آثار ارسنجانی فارسی محمد شفیع •
(ح 1333 -1253 ق)، شاعر و خطاط. از اهالى ارسنجان از توابع زرقان شیراز بود. خط نسخ را خوش مى‏نوشت و در هفت قلم استاد بود. در كتاب «آثار عجم» آمده كه پس از نیریزى خط مذكور را احدى به پایه‏ى او ننوشته، و اغلب به خوشنویسى «قرآن مجید» اشتغال داشته و در سرودن اشعار بویژه در غزل صاحب طبع سلیم بوده است. از آثاراو:...
آثار بخارایی •
(س دهم و یازدهم ق)، شاعر. وى معروف به ملا آثار، از كدخدازادگان بخارا بود كه پس از رنجیدگى سلطان بخارا از او به اصفهان گریخته و در مسجد لنبان به درس حاضر مى‏شده و سپس از راه شیراز به هند رفته است. از اشعار وى: صاف چون آئینه كن اول دل آگاه را تا نهى بر طاق نسیان حب مال و جاه را
آثاری یزدی، محمد علی •
(1328 -1260 ش)، شاعر. از اهالى یزد بود. مقدمات عربى را در همان جا فراگرفت. از ملاكین یزد بود. نام خانوادگى او مدیر آثارى بود، ولى به علت تخلصش به آثارى همان آثارى یزدى بر وى ماند. اولین شعرش را در 1301 ش سرود كه در «سخنوران یزد» آمده است.
آجر تراش، علی •
(س یازدهم ق)، شاعر. اهل اصفهان و حرفه‏اش آجر تراشى بود. با میرزا محمد طاهر نصرآبادى صاحب تذكره همعصر بود، و بنا به گفته او از شعرایى بود كه در قهوه‏خانه‏ها شعر مى‏گفت.
آخوندزاده، فتحعلی •
(1295 -1228 /1227 ق)، شاعر و نویسنده‏ى ترك زبان و فارسى‏گوى ایرانى تبار. وى در شِكى متولد شد. در قشون روس، عنوان مترجمى نایب‏السلطنه‏ى قفقاز و درجه‏ى سرهنگى گرفت، وى مروج مبادى فرهنگ اروپایى بین مسلمین بود و آثار متعددى به زبانهاى تركى، فارسى و عربى نوشت كه حاوى نكات انتقادى بود. گویا آخوندزاده نخستین...
آخوندزاده، میر عبدالرحمان •
(وف 1268 ق)، خطاط و شاعر. از سادات حسینى هرات و از معاصران شاه محمود سدوزایى و پسرش كامران بود. او شعر مى‏گفت و نستعلیق و شكسته را خوش مى‏نوشت و از شیوه‏ى میرعماد پیروى مى‏كرد. از شاگردان او، ملا محمد حسین سلجوقى و نجف سلمانى در هرات مشهورند. از آثار وى: یك قطعه به قلم نستعلیق دو دانگ و شكسته نستعلیق...
آخوندزاده‏ی هروی، محمد صدیق •
(تو 1286 ق)، قاضى، شاعر و تذكره‏نویس. قاضى ملامحمد صدیق بیشتر عمر خود را در كابل گذراند. سپس به زادگاه خویش هرات بازگشت و به امور قضایى پرداخت. وى همچنین ریاست انجمن ادبى هرات را بر عهده داشت. از او به عنوان قاضى صاحب نیز یاد شده است، چه، علاوه بر ریاست انجمن ادبى، قضاوت شرعیه‏ى هرات نیز بر عهده‏ى وى...
آدمی سمرقندی •
(وف 997 ق)، شاعر. از جامه بافى روزگار مى‏گذرانید. از شاگردان مشفقى بود. نخست گدایى تخلص مى‏كرد و مشفقى تخلص آدمى به او داد. در پایان عمر به عزم سفر حجاز به هند رفت و در سورت از بنادر گجرات درگذشت. غزل را بسیار خوب مى‏گفت.
آدمی یزدی •
(وف 1030 ق)، شاعر. از اهالى یزد بود. در سال 1005 ق به هند رفت و تا آخر عمر در آنجا زیست. در «عرفات العاشقین» از وى نام برده شده است. با غیاث‏الدین نقشینه معاصر بوده و با او مناظره مى‏كرده است. از آثار وى «دیوان» اشعار است. نسخه‏ى خطى دیوان او در كتابخانه مجلس و ملك تهران موجود است.
آذر تبریزی مرتضوی، ابوالقاسم •
(1311 -1250 ش)، ادیب و شاعر، متخلص به آذر. مردى میهن‏دوست بود. مدتى به استانبول مسافرت كرد. در آنجا با سید جمال‏الدین اسدآبادى ملاقت كرد و از او چیزها در زمینه سیاست آموخت. چنان كه در انقلاب مشروطه‏ى ایران از مؤسسین جدّى انجمن آذربایجان در تهران شد و در 1311 ش به عضویت انجمن ادبى آذربایجان درآمد. آذر...
آذر چالشتری، عباسعلی •
(تو 1320 ق)، شاعر. معروف به حكیم آذرى. از اهالى چالشتر از محال اصفهان بود. وى در چالشتر و اصفهان تحصیل نمود و علاوه بر علوم عربى و ادبیات در فنون حكاكى، قلم‏زنى، نقاشى، مجلد سازى و صحافى نیز دست داشت. از اشعار است: تا شدم پابست عشقت روزگارم شد سیاه جز كه دارم مهرت اندر دل كدامستم گناه قامتت را سرو...
آذر حقیقی، غلامرضا •
(1358 -1280 ش)، شاعر، متخلص به آذر. وى در قریه‏ى كاهو از دهات كوهپایه مشهد متولد شد. وى پس از آموختن درس به سرودن شعر و نوحه‏هاى سینه‏زنى مى‏پرداخت. مجموعه‏ى اشعار و نوحه‏هاى او در پنج جلد منتشر شده.
آذر قزوینی، ابراهیم •
(؟)، شاعر. نامش میرزا ابراهیم بود. بیش از این اطلاعى از وى در دست نیست. این شعر از او است: بیهوده نیست گریه‏ى بى‏اختیار من شاید به كویش آب روان آورد مرا
آذر، لطفعلی •
لطفعلى بیگ. ابن آقاخان بیگدلى شاملو متخلص به آذرشاعر و ادیب قرن دوازدهم هجرى (و. اصفهان 1134 ه.ق.- ف. 1195 ه.ق./ 1780 م.) وى پس از 14 سال اقامت در قم، تحصیلات خود را در آنجا به پایان رسانید و به سفرهاى متعدد رفت و در سال چهلم زندگى خود یعنى به سال 1174 تذكره آتشكده (ه.م.) را تألیف كرد. وى با هاتف و...
آذربایجانی، گوهر بیگم •
(ز پیش از 1307 ق)، ادیب و شاعر. وى در فضل و عفت مشهور بود. از آثارش: «دیوان» شعر است. از اشعار او است: اگر به باد دهم زلف عنبر آسا را به دام خویش كشم آهوان صحرا را
آذرخش، حسنعلی •
(تو 1298 ش)، پزشك، نویسنده و شاعر، متخلص به شكیبا. در دارالفنون و دبیرستان ادب به تحصیل پرداخت و سپس به رشته‏ى پزشكى روى آورد و براى تكمیل این رشته به فرانسه رفت. وى علاوه بر پزشكى با شعر و شاعرى نیز انس و الفت داشت. دوبار به سفر حج رفت. وى در وزارت بهدارى سرپرست امور مبارزه با تریاك شد. از آثار او است:...
آذری طوسی، نورالدین حمزه •
(866 /864 -784 ق)، عارف و شاعر، متخلص به آذرى. وى از پیشوایان تصوف كه نسبش به خاندان سربداران مى‏رسید. آذرى در اسفراین در ماه آذر متولد شد و به همین جهت آذرى تخلص مى‏كرد. او تیمور و پسرش شاهرخ را مدح مى‏گفت. تا آنكه به درك محضر شیخ محیى‏الدین غزالى نایل گردید و سپس به صحبت شه نعمت‏اللَّه ولى رسید و دوبار...
آذریغمایی، محمود •
شاعر. تولد: 1293، دهستان گرمه از توابع خور بیابانك. درگذشت: 3 اردیبهشت 1371، گرگان. محمود آذریغمایى در كودكى به سمنان رفت و در آنجا به تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیلات ابتدایى در سمنان، به تهران رفت و پس از دریافت دیپلم در اداره‏ى كل آموزش و پرورش استخدام شد. وى بعدها موفق شد كه از دانشگاه تهران...
آذری‏کنگاوری، ابوالحسن •
شاعر، نویسنده، ادیب. تولد: 1297، كنگاور. درگذشت: 10 دى 1365. ابوالحسن آذرى‏كنگاورى تحصیلات قدیمه داشت. كارمند وزارت كشور شد و سلسله مراتب بخشدارى و استاندارى را تا ریاست دفتر استاندارى همدان طى كرد. در دهه‏ى سوم، روزنامه‏اى در كنگاور دایر ساخت. بیشتر مقالات او كه طنزآمیز و انتقادى بود، در جراید همدان...
آرام اصفهانی، عباسعلی •
(تو 1293 ش)، شاعر، متخلص به آرام. شغلش قلمزنى بود و كتابفروشى نیز مى‏كرد. از سل 1312 ش در انجمن ادبى اصفهان شركت داشت و شعر مى‏گفت و در شعر سبك قدما را ترجیح مى‏داد. رباعى زیر از او است: خواهى كه سمر شوى به نیكوكارى باید كه به دل تخم محبت كارى با اهل زمانه هیچ دانى چه كنى آن كن كه به خویشتن روا مى‏دارى
آرام گلپایگانی، جمال‏الدین •
(وف ح 1360 ق)، شاعر. سید جمال‏الدین گلپایگانى، متخلص به آرام، از اعضاى انجمن ادبى اصفهان و از افاضل طلاب مدرسه‏ى صدر بود. اغلب اشعار وى در «مجله‏ى دانشكده» دوره‏ى اول به طبع مى‏رسید. در گلپایگان وفات یافت.
آرام یزدی، صادق •
(نیمه‏ى دوم س سیزدهم ق) شاعر، متخلص به آرام. وى گاهى غزل مى‏سرود و تا اواخر عهد فتحعلى‏شاه در قید حیات بود. د «مجمع الفصحا» آمده است كه میرزا صادق آرام چندى در یزد وزیر اسماعیل میرزا بود و پدرش محمد ولى‏میرزا، پسر سوم فتحعلى‏شاه و حاكم یزد، را مدح مى‏كرد.
آرایش بیگم •
قرن نهم هجرى، از زنان شاعر. وى دختر اسكندر میرزا (841 -823 ق)، از امراى سلسله قراقوینلو و خواهر اوراق سلطان بیگم بود. قاضى نوراللَّه شوشترى در مجالس المؤمنین او و قبیله‏اش را شیعه مى‏خواند. بیت زیر از سروده‏هاى اوست: در مشغله دنیا در معركه محشر از آل على گوید آرایش اسكندر[1] (س نهم ق)، شاعر و فاضل....
آرتیمانی، مرتضی •
(س دهم و یازدهم ق)، شاعر. از مردم آرتیمان، از توابع همدان، و معاصر صادقى افشار (1018 ق) بود. ظاهرا او در زمان تألیف تذكره‏ى «مجمع الخواص» (1010 ق) جوان بوده، چون صادقى از او با عنوان جوانى بى‏قید و لاابالى نام مى‏برد. در حالى كه به آورده‏ى تذكره‏ها او دانشمند و صاحب فضل بوده و منصب شیخ‏الاسلامى داشته...
آرتیمانی، میرزا رضی •
(وف 1037 ق)، شاعر و عارف. از مردم آرتیمان، از توابع تویسركان، بود. تا اوایل سلطنت شاه صفى در قید حیات بود. در قصیده‏اى او را ستود. در ولایت خویش مقام شیخ الاسلامى داشت. غزلیات و رباعیات میرزا رضى بسیار شورانگیز است، مثنوى «ساقى نامه‏ى» وى مشهور است. فرزندش ابراهیم آرتیمانى متخلص به ادهم بود. در كتابخانه‏ى...
آرتیمانی، کاظم •
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به كاظم. وى از نوادگان رضى آرتیمانى است و نسبش به خان احمد خان گیلانى مى‏رسد. وى از اهالى آرتیمان، از قراى تویسركان، است. كاظم مدتى در ملازمت نواب محمود میرزا قاجار (1271 -1214 ق) بوده و اشعارى در مدح او سروده است. از آثارش «دیوان» شعر است. از اوست: به راهش این قدر جانها شده...
آرزوی سمرقندی •
(ز 1052 ق)، بانوى شاعر. از اهالى سمرقند بود. زیبا و شیرین كلام بود. تذكره‏ها از او به نامهاى آرزویى، بى‏بى آرزوى سمرقندى نیز یاد كرده‏اند. اثر وى «دیوان» اشعار است. ابیات زیز از او است: شدیم خاك رهت گر به درد ما نرسى چنان رویم كه دیگر به گرد ما نرسى ماند داغ عشق او بر جانم از هر آرزو آرزومند است...
آریان، قمر •
قمر آریان ، در سال 1301 شمسی در شهر مشهد قدم به عرصه ی هستی نهاد. لات ابتدایی و متوسطه را در شهر مشهد به پایان رسانید. سپس به تهران رهسپار گردید و به دانشكده ادبیات راه یافت و در رشته ی زبان و ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت...
آریانپور، عباس •
(1363 -1285 ش)، نویسنده و شاعر. وى پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى و متوسطه، به مدیریت داخلى مجله‏ى «عالم نسوان» منصوب شد و تا سه سال در این سمت باقى بود. سپس به شركت نفت وارد شد. و پس از دریافت دیپلم دوره‏ى متوسطه شعبه‏ى بازرگانى،...
آرین‏پور، یحیی •
(ح 1364 -1286 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به دانش. در تبریز متولد شد. نیاى پدریش عباس‏میرزا بود و از طرف مادر سلسله نسبش به خواجه نصیرالدین طوسى مى‏رسد. آرین‏پور در شرح حال خود در «كتاب امروز» مى‏گوید: روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمى‏دانم، آنچه از این بابت در شناسنامه‏ام آمده راه به جایى نمى‏برد...
آزاد اصفهانی نوربخش، علی •
(تو 1268 /1267 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آزاد. وى در اصفهان متولد شد و در همان شهر به كسب دانش پرداخت. پس از گذراندن تحصیلات متداول زمان خود و آموختن زبان فرانسه، در دبیرستانهاى اصفهان و تهران به تدریس پرداخت. در سال 1325 ش مجله‏ى هفتگى «نوربخش» را به مدت یك سال انتشار داد. وى ابتدا عضو انجمن...
آزاد حبشی، الماس •
(س سیزدهم ق)، شاعر. وى از غلامان میرزا سید محمد سحاب بود. چون طبعى موزون یافت و تعریف شعرش به سمع فتحعلى‏شاه رسید، وى را از صاحبش، میرزامحمد سحاب، خریدارى و آزاد كرد و مخارج روزانه وى را تأمین كرد تا به شعر بپردازد.
آزاد خاتون آبادی محمد حسین •
(تو 1316 ق)، نویسنده و شاعر. میرزامحمود از علما و ائمه جماعت و مدرسین اصفهان ساكن محله‏ى پاقلعه بود. تحصیلات خویش را در اصفهان، ابتدا در مدرسه حقایق كه دومین مدرسه جدید اصفهان بود، شروع نمود؛ بعداً در مدارس قدیمه به تكمیل آن همت گماشت و از سال 1298 ش به خدمت وزارت فرهنگ درآمد. وى از اعضاى انجمن ادبى...
آزاد قزوینی، میرآزاد •
(س سیزدهم ق)، مجتهد اصولى، فیلسوف، حكیم و شاعر. برادر كوچك میر سید على قزوینى و از سادات قزوین بود. او نزد شیخ محمدتقى شهید ثالث و برادرش ملا محمدصالح برغانى فقه و اصول خواند و در حوزه‏ى درس آخوند ملا آقا حكمى قزوینى حكمت آموخت، سپس عازم هندوستان شد و ساكن آن سامان گشت. طبعى موزن داشت و اشعار لطیفى سرود.
آزاد معدلی شیرازی، حسن •
(ز 1301 ش)، نویسنده و شاعر آزادیخواه، متخلص به آزاد. وى به شغل وكالت اشتغال داشت و از نویسندگان فاضل و زبردست بود و مقالات مفید و اجتماعى او در روزنامه‏هاى فارس درج شده است. همچنین اشعار او نیز در «نامه‏ى ملى پارس» و جراید قدیم شیراز از قبیل «عصر آزادى» و «استخر» چاپ شده است. آزاد از اعضاى انجمن ادب...
آزاد یزدی، محمدصدیق •
(ح س نهم ق)، شاعر. از شاگردان شرف‏الدین على یزدى، صاحب «ظفرنامه» بود. اثر وى «دیوان محمدصدیق یزدى»؛ و از اشعار او است: این عمر به باد نوبهاران ماند وین عیش به سیل كوهساران ماند زنهار چنان بزى كه بعد از مردن انگشت گزیدنى به یاران ماند
آزاد یزدی، مولانا •
(س دهم ق)، شاعر. معاصر سام‏میرزا بود. در «تحفه‏ى سامى» از او یاد شده، گویا شاعرى آزاده بوده است. «دیوان» شعرى از وى برجاى مانده است. بیت زیر از او است: به طرف گلستان بودم كه ناگه شد دل از دستم عجب شاخ گلى دیدم چون غنچه دل در او بستم
آزاد، حسین‏خان •
(وف 1355 ق). پزشك، نویسنده و شاعر. وى فرزند میرزا یوسف‏خان مستشارالدوله بود. تحصیلات خود را در رشته‏ى پزشكى در دانشگاه لندن به پایان رساند. پس از بازگشت به ایران جزو پزشكان دربار ناصرى درآمد و از ظلّ‏السلطان پسر ناصرالدین شاه لقب حكیم‏باشى گرفت. اما چون استبداد قاجار و وضع نامطلوب سیاسى و اجتماعى ایران...
آزادانی اصفهانی، صالح •
(وف 1043 ق)، شاعر. اصل وى از قریه آزادان اصفهان بود. از فرزند زادگان طبیب‏الدین طبیب اصفهانى است. میرزا صالح پدربزرگ میراز طاهر نصرآبادى، نویسنده‏ى تذكره‏ى «نصرآبادى»، است. او از زادگاه خویش به هندوستان رفت و در آن سامان در خدمت جهانگیر و شاه‏جهان، پادشاهان هند، به مراتب عالى نایل آمد.وى در اوایل پادشاهى...
آزادپور ماهانی کرمانی، محمود •
(1348 -1283 ش)، شاعر، متخلص به نزهت. وى از شاعران و عارفان خوش قریحه‏ى كرمان بود. مدت هیجده سال شهردار ماهان كرمان بود. غزلهاى عارفانه‏اش لطفى خاص داشت.
آزادگان، محمد •
(تو 1300 ش)، شاعر، متخلص به واصل. وى در قم متولد شد و تحصیلات خود را تا ششم ابتدایى بیشتر ادامه نداد. پس از آن به درودگرى اشتغال ورزید. در سى و هشت سالگى قریحه‏ى شعر در او بیدار گشت. وى در انواع شعر مهارت دارد. بیشتر اشعارش در مدایح و مراثى ائمه‏ى اطهار (ع) است، و غزلیاتش جنبه‏ى اخلاقى و پندآمیز دارد.
آزاده چالشتری، مهدی •
(تو 1311 ق)، شاعر. از خوانین و محترمین چالشتر، فرزند عزیزاللَّه‏خان سرهنگ بود. تحصیلات فارسى و عربى خود را نزد اساتید به پایان رسانید. وى مردى خلیق و مهربان و دوستار علم و دانش بود. اشعار و مكاتبات علمى و تألیفات متعددى داشت مثل: «دیوان» اشعار؛ «مسافرت نامه‏ى كوهرنگ»؛ «منظومه‏ى لاله و ژاله»؛ «سرگذشت...
آزادی استرآبادی، خواجه‏علی •
(وف 901 ق) شاعر. وى از ملازمان و شعراى فریدون حسین میرزا، فرزند سلطان حسین بایقرا، بود. اشعارى كه از او مانده بیشتر در قالب رباعى است.
آزادی، جواد، محمدجواد •
(1323 -1279 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آزادى. فرزند شیخ محمد حسین حیات مدیر روزنامه‏ى «حیات» و از اهالى شیراز بود. پس از به پایان رسانیدن تحصیلات قدیم و جدید خود، مدیریت دبیرستان حیات را كه پدرش تأسیس كرده بود برعهده گرفت و به تدریس نیز پرداخت. در سال 1299 ش، اقدام به تأسیس روزنامه‏ى «عصر آزادى»...
آزرم، کاظم •
(تو 1282 ش)، شاعر. وى در محلات متولد شد و تحصیلات خود را در تهران به پایان رسانید. پس از آن وارد خدمت وزارت پست و تلگراف شد و در اصفهان سكونت یافت.
آسوده شیرازی، محمد مهدی •
(1320 -1265 ق)، حكیم، ادیب و شاعر، متخلص به آسوده. از اهالى شیراز و پدرش بازرگان بود، اما خود او به حكم ذوق و گرایش فكرى، به شاعرى روى آورد و به تحصیل علوم ادبى و حكمت و ریاضیات پرداخت و در فنون شاعرى چون عروض و بدیع و قافیه و نقدالشعر مهارت یافت. در اواسط عمر به عزلت گرایید و به مصاحبت اهل ذوق و عرفان...
آسی مشهدی، علی •
(س نهم ق)، شاعر. از قبیله «آس» و اهل مشهد است. مى‏گفت كه «شاعرى را به من در خواب داده‏اند». اثر وى «دیوان آسى» است. در مقابله‏ى خمسه‏ى نظامى چند مثنوى سروده و كتاب «خیال و وصال» از او است.
آشتیانی، اسماعیل •
(1349 -1271 ش)، نقاش و شاعر، متخلص به شعله. در تهران متولد شد. پس از تحصیل ابتدایى و متوسطه در خدمت استادانى همچون مصورالممالك میرمصور، میرزا حاج‏آقا نقاشباشى و شیخ‏المشایخ نقاشى را فراگرفت. وى در دارالفنون درس خواند و نزد كمال‏الملك، استاد نقاشى شد. او بزرگ‏ترین شاگرد كمال‏الملك بود چنان كه در سال 1311...
آشتیانی، علی •
(1322 -1254 ق)، شاعر، متخلص به میكده. در آشتیان متولد شد. در كسوت مستوفیان بود. آشتیانى در اشعارش آداب و عقاید غیرمعقول و خرافات را مورد حمله قرار مى‏داد و از انتقاد از دیگران ابا نداشت. آثار وى عبارت‏اند از: «چهارفصل میكده»، حاوى قصص؛ و مقدارى رباعى و غزل؛ «چرند نامه».
آشتیانی، مصطفی •
(1327 -1284 ق)، شاعر، متخلص به صهبا. مشهور به افتخار یا افتخارالعلماء. در تهران متولد شد. پسر دوم میرزا حسن آشتیانى است. در جنبش مخالفت با نوز بلژیكى نقش مهمى ایفا كرد. در نهضت مشروطیت نیز فعالانه شركت كرد و نهایتاً در منزلش در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم ترور شد. و در مقبره افتخار آشتیانى مدفون است. از...
آشتیانی، هدایت اللَّه •
(وف 1310 ق)، شاعر و دانشمند. وى فرزند میرزا حسین آشتیانى و پدر دكتر محمد مصدق و برادرزاده‏ى میرزا حسن مستوفى الممالك اول از رجال بزرگ عصر ناصرى، و آشنا به معارف اسلامى بود. بین میرزا هدایت‏اللَّه و پسر عمویش، میرزا یوسف مستوفى الممالك دوم، یا بر اثر فتنه‏انگیزى دیگران یا رقابت، همواره اختلاف بود. امّا...
آشفته اصفهانی، حسینعلی •
(وف 1302 ق)، شاعر. به سراجى اشتغال داشت. وى از شعراى انجمن ادبى ابوالفقراء بود. چنانكه در قصیده‏ى انجمنیه عمان سامانى نامش ذكر شده است: «وان دگر آشفته كز اشعار نغز دلنشین/ مى‏برد آشفتگى بیرون ز طبع انجمن». آشفته را پس از مرگ در لسان الارض اصفهان به خاك سپردند.
آشفته ایروانی، کلب حسین بیگ •
(س 13 ق)، شاعر. وى اصلاً از ایروان و عمویش، حاج ملا محمد، شیخ‏الاسلام آن شهر بود. در جوانى به تهران آمد و از ملازمان خدمت ظل‏السلطان على‏شاه پسر فتحعلى شاه گردید. آشفته از اهل دانش و از آشنایان به تاریخ سلاطین بود. دیوان یا مجموعه‏ى اشعار او به دست نیامده است. نمونه‏ى اندكى از شعر او را در تذكره‏ها مى‏توان...
آشفته دزفولی، محمدباقر •
(وف 1331 ق)، شاعر، متخلص به آشفته. معروف به فصیح‏السلطنة. وى اصلاً از سادات رضوى كاشان بود كه در دزفول به دنیا آمد. در جوانى به تحصیل علوم ادبى و دینى پرداخت. چندى در جامه درویشى ایران‏گردى كرد. در مازندران گرفتار تركمنان شد و چون از بند آنان گریخت به مشهد رفت و دو سال در بقعه خواجه ربیع معتكف شد. پس...
آشفته شیرازی، کاظم، محمد کاظم •
(وف 1288 ق)، شاعر و مستوفى. اجدادش در زمره‏ى بزرگان شیراز و از دیرباز علاوه بر منصب كدخدائى منصب كلانترى حومه شیراز را نیز داشتند. وى در زادگاهش به تحصیل علوم ادبى و عربى و عروض و خوشنویسى پرداخت. از جوانى وارد كار دیوانى شد. در 1277 ق كه سلطان مراد میرزا حسام‏السلطنه والى خراسان شد به منصب كلانترى مشهد...
آشفته قاجار، رضاقلی •
(ز 1274 ق)، شاعر و نقاش. جد وى، فضلعلى‏خان، در جنگهاى ایران و روس در زمان فتحعلى‏شاه شركت داشت و پدرش هم حكومت شهرها و ایالات كوچك را دست داشت. آشفته در تحصیل مقدمات ادب كوشید و در فن نقاشى هم مهارت به دست آورد. وى شعر نیز مى‏سرود. به آورده‏ى «گنج شایگان» آشفته در علم قافیه و عروض رساله‏اى داشته است.
آشفته، سید علی •
(1309 -1280 ق)، عالم، خطاط و شاعر، متخلص به آشفته. نسبش به آقا سید على حسینى صاحب مقامات منتهى مى‏شود. جد اعلاى او از هرات به مشهد مهاجرت كرد و از آنجا اولادش به تهران آمدند. آشفته در كربلا به دنیا آمد. در نوجوانى به تحصیل علوم مشغول شد. پس از تكمیل مقدمات به ایران آمد و در بیست و دو سالگى به عراق بازگشت...
آشنا، محمدطاهر •
(وف 1081 ق)، مورخ و شاعر شیعى، متخلص به آشنا. ملقب به عنایت‏خان و خان زمان. اصل وى از تربت خراسان بود. او و پدر و جدش در دستگاه گوركانى هند داراى اعتبار و نفوذ بودند و در پرورش شاعران و ادیبان پارسى‏گوى شهرت فراوان داشتند. آشنا در درگاه شاهجهان صاحب منصب بود و در اواخر پادشاهى او عهده‏دار سرپرستى كتابخانه‏ى...
آشنای نهاوندی، نجف •
(س سیزدهم ق)، شاعر و خطاط. اصلش از نهاوند است. وى در كتابت ممتاز و در زمره‏ى منشیان شاهزاده محمود میرزا قاجار، پسر چهاردهم فتحعلى‏شاه، بود و شاهزاده‏ى مذكور در «تذكره‏ى» خود از كمال خط نستعلیق او تعریف نموده و چند شعر از او نوشته است.
آشنای یزدی، عبدالکریم •
(س سیزدهم ق)، شاعر، متخلص به آشنا. از آن رو این تخلص را اختیار كرده بود كه امورش به تجارت مى‏گذشت. وى با وامق یزدى نویسنده‏ى كتاب «تذكره‏ى میكده» معاصر بود.
آشوب آشتیانی •
(1337 -1285 ق)، شاعر، متخلص به آشوب. فرزند میرزا اسماعیل‏خان عماد لشكر بود. وى به همراه پدر خود كه او نیز از دانشمندان بود از آشتیان به تبریز رفت و تحصیلات خود را در آن شهر گذراند و در آنجا مورد تشویق حسنعلى‏خان امیر نظام گروسى پیشكار ولیعهد در آذربایجان قرار گرفت و از مظفرالدین شاه لقب خانى گرفت و در...
آشوب ایروانی، اسماعیل •
(س سیزدهم ق)، شاعر. میرزااسماعیل از مدیحه‏سرایان فتحعلى شاه بود. او صوفى مسلك بود. اثر وى «دیوان» اشعار است.
آشوب تهرانی، ابوالقاسم •
(ز 1269 ق)، شاعر و خطاط. وى برادر میرزا ابوالحسن منشى بود و در نگارش نظم و نثر و خوشنویسى مهارت داشت. آشوب به كارهاى دیوانى مشغول و از منشیان مقتدر بود. وى با رضاقلى خان هدایت، صاحب «مجمع الفصحا» معاصر است. قصیده و غزلى از او در «گنج شایگان» آورده شده است.
آشوب دیلمقانی، محمد •
(س سیزدهم ق)، شاعر. میرزامحمد دیلمقانى از سخنوران عصر خویش بود و غزلیات وى مشهور است. این مطلع و مقطع یكى از غزلهاى او است: ز اشتیاق تو كردم ز بس كه ناله و شیون ز خون دیده به هر سو دمید سنبل و سوسن پریوشى كه به سر نیست میل صحبت «آشوب» ز عقل نیست به كویش كنم مقام و نشیمن «دیوان» شعرى از او به جا...
آشوب مازندرانی، حسین، محمدحسین •
(وف 1099 ق)، شاعر، متخلص به آشوب. ملا محمدحسین از قریه «سوركست» مازندران بود. به هند رفت و به خدمت ظفرخان اَحْسَنْ درآمد. سپس به ایران آمد و مجدداً به هند مهاجرت كرد و در آنجا درگذشت. اثر وى «دیوان» اشعار است.
آشوب همدانی •
(س یازدهم ق)، شاعر. وى نكته‏سنج و لطیفه‏پرداز و قصه‏دان، و سیدى نیك نهاد بود. ذوقى عارفانه داشت و غالباً اشعارى نیز در توحید مى‏سرود. نصرآبادى در «تذكره» خود از او به عنوان میرآشوب همدانى یاد كرده است. آشوب معاصر شاه‏عباس دوم (1075 -1051 ق) بود و در خدمت مرتضى قلى‏خان قورچى باشى به سر مى‏برد. حاتم بیگ...
آشوبی نطنزی •
(س دهم ق)، خطاط و شاعر. در اوایل دوران شاه‏عباس اول صفوى مى‏زیست. «دیوان» شعرى از او به جاى مانده است. آشوبى خط نستعلیق را به غایت نیكو مى‏نوشت. وى پیش از تألیف «تذكره‏ى هفت اقلیم» توسط امین احمد رازى (1002 ق) درگذشته است.
آصف ابراهیمی کرمانی، محمدحسین •
(وف 1307 ش)، شاعر. پدر وى صاحب كتاب «گلشن» بوده و وكیل كرمان. آصف مردى سلیم النفس و خوش‏صحبت بود. وى امثال را منظوم مى‏ساخت كه بعضى از آنها را علامه دهخدا در «امثال و حكم» خود نقل كرده است.
آصف اصفهانی •
(ح س سیزدهم ق)، شاعر. اصلاً از اهالى چهارمحال بختیارى و از قریه‏اى به نام قفاى رخ بود. از معاشران و معاصران قطره‏ى چارمحالى اصفهانى است. یك بیت شعر از او در «حدیقة الشعراء» آمده است: در ترازوى محبت با نگار سنگدل هم ترازو تا شدم خود را ز سنگ انداختم
آصف بهبهانی •
(ز 1015 ق)، شاعر. وزیر امامقلى خان بیگلربیگى فارس بود. پس از عزل میر ابوالولى انجویى در عهد شاه‏عباس و انتصاب میرمعزالدین مشهور به قاضى‏خان، از سادات سیفى قزوین، این تاریخ را آصف بهبهانى گفته است: روزى كه ابوالولى انجویى را افكند ز منصب صدارت دوران جایش به معزدین محمد دادند از روى حساب گشت تاریخ...
آصف تویسرکانی، امین •
(س یازدهم ق)، شاعر. برادر میرزاطاهر، وقایع‏نویس عصر شاه‏عباس صفوى، بود. بعد از برادر خود منصب برادر را به وى سپردند. در 1083 ق ولایت قندهار به او سپرده شد. دو بیت زیر از او است: تا كى طلب روزى هر روزه كنى اسباب طرب ز لعل و فیروزه كنى در چشمه‏ى حیوان اگر آید اجلت مهلت ندهد كه آب در كوزه كنى
آصف‏الدوله شیرازی، عبدالوهاب •
(1304 -1242 ق)، شاعر، متخلص به یزدانى. ملقب به نایب الوزاره و نصیرالدوله. در شیراز متولد شد. مقدمات علوم ادبى و عربى را به خوبى فراگرفت؛ و چون استعداد و حافظه‏اى قوى داشت به سرعت در ادبیات عربى و فارسى و سرودن اشعار ترقى كرد. براى ادامه و تكمیل تحصیلاتش به تهران آمد. ابتدا به خدمت اعتضاد السلطنه رسید...
آصفای قمی، محمدقلی •
(س یازدهم ق)، شاعر. از ایل بهارلو بود. اما چون مدت زیادى در قم اقامت داشت به قمى مشهور شد. در اصفهان مدتى نویسنده‏ى میرزا حبیب‏اللَّه صدر بود. سپس به هندوستان و مكه مسافرت كرد و در هند اقامت گزید.