تبلیغات
شعر - مشاهیر ایران و جهان (شعر 2)
آصف‏خان قزوینی، قوام‏الدین، جعفر •
(وف 1021 ق)، شاعر. پدرش از جانب شاه‏طهماسب صفوى وزارت كاشان داشت. خود وى در قزوین متولد شد و در همانجا به تحصیل علم سیاق و ادب پرداخت و به تتبع دیوانهاى استادان آن روزگار پرداخت. وى با شاعرانى چون میرزا سلمان حسامى و ضمیرى اصفهانى معاشرت داشت. زمانى كه به علت فتنه‏هاى مختلف پس از مرگ شاه طهماسب، اوضاع...
آصفی شیرازی •
(وف 860 ق)، شاعر. از معاصران و شاگردان عبدالرحمان جامى بود؛ او و شعراى عصرش هر جمعه اشعار خودشان را جهت اصلاح و استعلام نیك و بد به نظر جامى مى‏رساندند. و به آورده‏ى «مرآت الخیال»: «و جامى شعر آصفى را در آخر استماع مى‏كرد و مى‏گفت مى‏خواهم در مذاقم بماند». از آثار او: «دیوان» شعر است. سعید نفیسى او را...
آصفی هروی، آصف •
(923 -853 ق)، شاعر. پدرش وزیر سلطان ابوسعید تیمورى بوده است و ظاهراً بنا بر سابقه‏اى كه به وزیران لقب آصف (وزیر حضرت سلیمان) مى‏دادند، كلمه‏ى «آصفى» را تخلص خویش قرار داده است. جد آصفى، علاءالدین على نیز در عهد امیر تیمور خدمت دیوانى مى‏كرده است. آصفى با امیرعلیشیر نوایى محشور بود و نزد شاهزاده میرزا...
آغا کوچک •
قرن سیزدهم هجرى، از زنان شاعر. پدرش شاهزاده سیف‏اللَّه سردار مفخم و مادرش آغا، نوه‏ى عبدالوهاب معتمدالدوله، متخلص به نشاط بود. از اینرو نسب او از یك طرف به فتحعلى شاه قاجار (1250 -1212 ق) و از طرف دیگر به سلسله صفوى مى‏رسید. رباعى زیر از اوست: گویند بهشت و حور و كوثر باقیست در روز جزا دوزخ و محشر باقیست دوزخ...
آغاباجی، آغابیگم •
(وف 1248 ق)، شاعر. ملقب به آغاباجى. آغابیگم از اهالى قره باغ و همسر فتحعلى شاه قاجار بود. زنى عابد و زاهد و از شاعران خوش‏سخن بود. گویند همواره از مخالفان دربار و شاهزادگان بود و با به قولى هرگز به مضاجعت شوى خویش درنیامد و تا پایان عمر باكره ماند، ولى فتحعلى شاه احترام خاصى براى وى قائل بود. آغابیگم...
آغابرشته، محمدحسین •
(س سیزدهم ق)، شاعر و نویسنده. اهل تبریز بود. پدرش ملاشیخ محمدحسن تبریزى منسوب به سلاطین صفویه است. وى طبع شعر نیز داشت، بیت زیر از او است: در خدمت آن طره‏ى مشكین تو هر روز تا چند كنم شرح پریشانى خود را
آغابیگم •
ز اوایل قرن دهم هجرى، متخلص به آقایى از زنان شاعر. وى دختر مهتر قراى (قرایى) خراسانى بود. پدرش در دربار محمدخان شیبانى (916 -905 ق)، از امراى خاندان شیبانى، خدمت مى‏كرد و خود نیز معاصر محمد خان بود. آغابیگم به طبع خویش مغرور بود. و خود را همسنگ شعرا و گویندگان بزرگ مى‏دانسته است. از مطلعى كه به نام او...
آغاجی بخارایی، ابوالحسن، علی •
(س چهارم ق)، شاعر. از امراى دربار سامانیان و با نوح بن منصور (387 -366 ق) معاصر بود. آغاجى چون از امراى بزرگ بوده، به قول عوفى، ممدوح شعرا نیز بوده است. وى از معاصران ابومنصور دقیقى است. نام او را جزو شعراى عربى‏گوى آورده‏اند و گفته‏اند كه «دیوان» شعرى به فارسى داشته كه در خراسان معروف بوده است. در دو...
آغادوست •
پیش از 962 ق، فاطمه خاتون متخلص به دوستى از زنان شاعر و ادیب. وى دختر درویش قیام سبزوارى بود. آغادوست در ادبیات و علم عروض وقوف و بصیرت كافى داشت و داراى طبعى سرشار بود. تذكره‏ها از او به نامهاى آقادوست و آغنه دوست نیز یاد كرده‏اند. اشعار زیر از اوست: هر كجا آن مه به آن زلف پریشان بگذرد هر كه كفر...
آغاز ارسنجانی، محمود •
(وف 1337 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به آغاز اهل ارسنجان فارس بود. پس از به پایان رسیدن تحصیلات به مشاغل دولتى روى آورد. در شعر بیشتر به غزلسرایى تمایل داشت.
آغاز کوچک •
(س سیزدهم ق)، شاعر و دانشمند. پدرش شاهزاده سیف‏اللَّه سردار مفخم، و از طرف مادر نیز به سلاطین صفویه مى‏رسید و فرزندزاده‏ى معتمدالدوله میرزا عبدالوهاب نشاط بود. این رباعى از او است: گویند بهشت و حور و كوثر باقیست در روز جزا دوزخ و محشر باقیست دوزخ چه بود بغض على و آلش جنت به محبت پیمبر باقیست
آغنه دوست، فاطمه خاتون •
(قبل از 962 ق)، ادیب و شاعر، متخلص به دوستى. وى دختر درویش قیام سبزوارى بود. آغادوست در ادبیات و علم عروض وقوف و بصیرت كافى داشت و داراى طبعى سرشار بود. در تذكره‏ها با نامهاى آقا یا آغادوست نیز آمده است بیت زیر از او است: ز آشنایى تو عاقبت جدایى بود فغان كه با تو مرا این چه آشنایى بود
آفاقی •
از زنان شاعر و سخنور. به نوشته تذكرةالخواتین و پرده‏نشینان سخنگوى، وى از شعراى قدیم ایران و زنى با كمال بود ولى هیچگونه شرح حال و نمونه شعرى از او موجود نیست.
آفاقی کرمانی، محمدرضا •
(تو 1324 ق) شاعر. وى در كرمان به دنیا آمد، به تحصیل علوم ادبى و عربى پرداخت. مدتى به كار دبیرى و مدتى نیز به كارمندى وزارت دارایى مشغول بود. وى عضو انجمن ادبى كرمان بود.
آفتابی ساوجی •
(؟)، شاعر. از نام و نشانش خبرى در دست نیست. گاه به مقتضاى طبع موزون شعر مى‏سرود. بیمارى من چون سبب پرسش او شد مى‏میرم از این غم كه چرا بهترم امروز
آفُرانی، ابوالطیب، عبدالملک •
(وف 338 ق)، فقیه، ادیب و شاعر. ابوالطیب از مردم آفُران، قریه‏اى در نزدیكى نسف، بود. از احمد بن حامد مقرى نسفى و ابوالفوارس احمد بن محمد بن جمعه و لیث بن نصر كاجَرى نَسفَى حدیث شنید و به مرو رفت و در آنجا فقه آموخت و از ابوالعباس معدانى و ابوالحسن محمودى و ابوزید فقیه مروزى حدیث شنید.
آفرانی، ابوتَمام، عبدالسلام •
(وف 400 ق)، ادیب، شاعر و فقیه. برادر ابوالطیب آفُرانى و از مردم آفُران، دهى در نزدیكى نَسَف بود. در فقه پیرو مذهب شافعى بود و از اصحاب شافعى نیز آموخته بود.
آفرین اصفهانی، زین‏العابدین •
(وف 1135 /1125 ق)، شاعر. در فتنه‏ى افغان دفتر اشعارش از بین رفته است. گویا دیوانش شامل پنج هزار بیت مى‏شده است. صبا در «تذكره‏ى روز روشن» نوشته است كه از دوستان ولى محمّدخان عموى لطفعلى آذربیگدلى بوده است. اثرش: «دیوان آفرین اصفهانى»، و بیت زیر از او است: ز كشتیم خبرى نیست این قدر دانم كه تخته پاره‏ى...
آفرین مشهدی، شمس‏الدین •
(؟)، شاعر. به گفته‏ى صاحب «تذكره‏ى روز روشن»: «طبعش رنگین و كلامش سزاوار آفرین است». این بیت از او است: به پاى ناقه خروشان دل شكسته‏ى كیست كه این صدا به صداى جرس نمى‏ماند
آق اولی، تقی، محمدتقی •
(1325 -1264 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به بینش. پدر وى اسداللَّه خان آق اولى جزء سومین گروه شاگردانى بود كه براى تحصیل به اروپا اعزام شدند. در تهران متولد شد. پس از فراغت از تحصیل در مدرسه‏ى ادب تهران، عربى را نزد شیخ عبدالعلى مؤید بیدگلى و فرانسه را در مدرسه آلیانس فراگرفت. وى براى فعالیتهاى فرهنگى و...
آق قوینلو، سلطانعلی •
(س نهم ق)، خطاط و شاعر. از نوادگان اوزون حسن پادشاه بود. وى در نه سالگى از خوشنویسان نامى فارس بوده و علاوه بر خوشنویسى، شعر نیز مى‏سروده است. از آثار او ابیاتى است كه در عمارت تخت جمشید بر سنگ نقش شده است، با رقم: «و كان ذالك فى تاریخ احدى و ثمانین و ثمانمائه».
آق قویونلو، یعقوب •
(مقتول 896 ق)، شاعر. او از حكمرانان سلسله‏ى تركمان آق قویونلو (908 -780 ق) بود، كه در نواحى غربى و جنوبى ایران حكومت مى‏كرد. وى بعد از غلبه بر برادرش، سلطان خلیل تركمان، و قتل او به تبریز رفت و به امارت نشست. وى پادشاهى دانش‏دوست و هنرپرور بود و عده‏ى كثیرى از دانشمندان و سخن‏سرایان از پاداشهاى او برخوردار...
آقا خان کرمانی، عبدالحسین •
(1270- مقتول 1314 ق)، نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار و شاعر. وى نوه‏ى دخترى مظفر علیشاه كرمانى بود و در كرمان به دنیا آمد. پس از فراگیرى صرف و نحو و معانى و بیان به تكمیل ادبیات، ریاضیات و حكمت الهى كوشید. میرزا عبدالحسین در حدود 1302 ق همراه شیخ احمد روحى به اصفهان مهاجرت كرد و از آنجا به تهران آمد و...
آقا میرگلستان تبریزی، سید محسن •
(وف ح 1330 ق)، نقاش و شاعر، متخلص به سید. از مشاهیر نقاشان عصر خویش بود. آقا میر مصور و ارژنگ و رسام، هر سه برادرزاده‏هاى او مى‏باشند. از آثار وى، منظومه‏اى است به نام «مرآت البكاء» در مراثى حضرت سیدالشهداء (ع) كه در تبریز به چاپ رسیده است.
آقابابای شیرازی •
(س سیزدهم ق)، شاعر. در شیراز به همین اسم معروف و شغلش بزازى بود. طبعى خوش داشت و گاهى هم شعر مى‏گفت. رباعى زیر از او است: ساقى ز كرم دست عنایاتت كو مطرب ز طرب خواندن ابیاتت كو یكباره بساط خرمى برچیدند اى پیر خرابات مكافاتت كو
آقاجان طبرستانی، محمدصادق •
(وف بعد از 1310 ق)، شاعر. میرزا محمدصادق در تهران متولد شد و در نجف درگذشت. اثر وى «دیوان» اشعار است.
آقاسی خویی، محمد •
(تو 1296 /1295 ش)، سخنران و شاعر، متخلص به دانش. در شهر خوى متولد شد. وى از نواده‏هاى حاج میرزا آقاسى نورى وزیر دوره‏ى قاجار است. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رسانید. از آن پس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدریس مشغول شد وى در شعر توانا و به سرودن غزل و قطعه و رباعى بیشتر راغب...
آقاسی، عباس •
(1265 -1198ق)، عالم و شاعر، متخلص به فخرى. در چهارده سالگى به عتبات رفت و به خدمت آخوند ملا عبدالصمد عارف همدانى درآمد و در محضر او علوم دینى و طبیعى و ریاضى آموخت. پس از شهادت آخوند همدانى به دست وهابیان در 1216 ق میرزا آقاسى به ایران بازگشت و تربیت فرزندان عباس میرزا بویژه محمد میرزا را بر عهده گرفت....
آقاسی، محمدرضا •
محمّدرضا آقاسی هستم. فرزند ششم یک خانواده ی مذهبی.24 فروردین سال 1338 در منزل پدری مان، واقع در تهران، خیابان خیّام، پشت امامزاده سیّد نصرالدین، به دنیا آمدم. مرحوم پدرم، با آنکه سوادی به آن صورت نداشت، امّا قاری قرآن بود...
آقاسی، محمدرضا •
(وف 1134 ق)، محدث و شاعر. مشهور به آقاسى. او خواهرزاده‏ى ابوطالب خان نهاوندى بود. وى از پدرش علامه مجلسى روایت مى‏كرد. او در فتنه افغان درگذشت. وى شعر نیز مى‏سرود. گزیده‏اى از اشعار او در «تذكره‏ى غنى» آمده است. از آثارش: «ارشاد الحنفاء فى وصف الخلفاء»؛ «معراج النفس».
آقاصادق دوم •
(شكوفایى 1210 -1160 ق)، نقاش، شاعر و خطاط. مشهور به صادق، آقاصادق و محمدصادق. وى سجعش را «یا صادق‏الوعد» مى‏نوشت و یا تنها به ذكر نام ساده‏ى خود اكتفا مى‏نمود. در رشته‏هاى گوناگون نقاشى، از قبیل آبرنگ و كارهاى روغنى و ارائه تصاویر رنگ و روغنى و تذهیب و ترصیع و حل‏كارى صاحب ابتكار بود. آقاصادق در گل و...
آقاقاری، ابراهیم •
(1326 -1293 ق)، نقاش و شاعر. وى نماینده‏ى پنج دوره‏ى اول مجلس شوراى ملى بود و در نقاشى و تذهیب و همچنین در جفر و رمل نیز مهارت داشت. آقاقارى در پارك اتابك كشته شد. از وى اثرى دیده نشده است.
آقالر آذربایجانی، ولی‏اللَّه •
(ز 1275 ق)، طبیب و شاعر، متخلص به ولى. میرزا ولى‏اللَّه آذربایجانى اصلش از هشترود تبریز است. از جانب اولیاى دولت لقب حكیم‏باشى نظام داشت و اطباى زمان به دانش و تبحر او در طب معترف بودند. بیمارستان دولت با لوازم آن به او سپرده شد بود و از طرف ناصرالدین شاه به جمع شیوه درمان فرنگى و ایرانى و تألیف كتابى...
آقایی نائینی، محمد •
(؟)، شاعر، متخلص به آقایى. از مردم نائین بود. دو بیت زیر از او است: خیزید حریفان كه ایاغى گیریم با دوست دمى گوشه‏ى باغى گیریم شب تیره و ره دور چراغى گیریم وز گمشده‏ى خویش سراغى گیریم
آقایی همدانی •
(؟)، شاعر. از مردم همدان بود. اثر وى «دیوان» اشعار است به گفتن رباعى بیشتر تمایل داشت. از رباعیهاى او است: بى پا و سران دشت خون آشامى مردند به حسرت و غم و ناكامى محنت زدگان وادى عشق تو را هجران كشد و اجل كشد بدنامى
آقایی، آقابیگم •
(اوایل س دهم ق)، شاعر. پدرش در دربار محمدخان تركمان، خدمت مى‏كرد و خود نیز معاصر محمدخان بود. او خود را همسنگ شعراى بزرگ مى‏دانسته. در شعر طبعى روان و ذوقى سلیم داشته است. در برخى تذكره‏ها نام او را آقابیگم نیز ثبت كرده‏اند. اثر وى «دیوان آقایى» است، این بیت از او است: ز هشیاران عالم هر كه را دیدم غمى...
آگاه جهرمی، ابراهیم •
(تو 1282 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آگاه. وى فرزند محمدرضا كاویان متخلص به عطارد بود. آگاه پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى در جهرم و شیراز و اصفهان، به فراگرفتن فن دندانسازى پرداخت و تا سال 1312 ش در جهرم به این شغل و كارهاى كشاورزى اشتغال ورزید. پس از آن به عنوان مأمور صلح در اداره‏ى حكومتى به...
آگاه سمرقندی، محمد •
(وف ح 1130 ق)، شاعر. دو دیوان، یكى به فارسى و دیگرى به تركى از وى موجود است.
آگاه قاجار، اردشیر •
(وف 1289 ق)، شاعر، متخلص به آگاه. ملقب به ركن‏الدوله. اردشیر میرزا پسر نهم عباس میرزا نوه‏ى فتحعلى شاه، برادر محمدشاه، و عموى ناصرالدین شاه بود. در جوانى به تحصیل پرداخت و از جانب پدر مأمور ایالت گروس شد در هنگام حكومت محمدشاه با توپخانه‏ى خود به دارالخلافه رفت و مأمور سركوبى اسماعیل میرزا، پسر فتحعلى...
آگاه نسفی، ملاندر •
(س یازدهم ق)، شاعر، متخلص به آگاه نسفى. وى علوم را در بخارا آموخت. شعر را نیكو مى‏سرود. این بیت از او است: ما محبت پیشگان را چون نگه در كوى توست آمد و رفتى كه بود اكثر ز راه دیده بود
آگاه نیشابوری، محمدکاظم •
(س دوازدهم ق)، شاعر. نامش محمد كاظم و پسر شیخ صدرالدین محمد نیشابورى بود و از بزرگان نیشابور به شمار مى‏رفت.
آگاهی، عبدالحسین •
(ح 1326 -1269 ش)، موسیقیدان و شاعر، متخلص به آگاهى. مشهور به ملاباشى. وى در مشهد متولد شد، فارسى و عربى را از محضر پدر فاضلش فراگرفت. چون جوانى خوش‏ذوق و خوش‏آواز و مستعد بود، موسیقى را نزد پدر كه استاد این فن بود، و از سایر استادان فن، آموخت. در اوایل مشروطیت روزنامه‏ى «آگاهى» را تأسیس كرد. وى چندین...
آگاهی، محمد •
(1350 -1292 ش)، شاعر، متخلص به آگاهى. وى در مشهد تحصیل كرد و سالها در كار دفترى دادگسترى مشهد مشغول بود. از آثارش: «دیوان» اشعار.
آگه شیرازی، علی اشرف •
(وف 1244 ق)، شاعر، عارف و خطاط. اصلاً از قزوین بودند ولى در زمان صفویه با خانواده به اصفهان آمده بودند و در فتنه‏ى افغان به قزوین و سپس به شیراز رفتند. پدر وى آقا على مدرس و عمویش آقا خلیل مشهور به آقا بزرگ مدرس از سلسله مدرسین شیراز بودند. دو برادر وى حاج على‏اكبر نواب شیرازى و لطفعلى مدرس نیز شاعر...
آگه، هادی •
(ز 1104 ق)، عالم و شاعر، متخلص به آگه. مشهور به هادى. از احوال او اطلاع چندانى در دست نیست، جز اینكه برخى از تألیفات خود را در هندوستان به پایان برده است. از آثار وى «كفایة المهمات»، به فارسى، در عقاید و اعمال و آداب در یك مقدمه و سى فصل و خاتمه؛ «منهج الصالحین»، كه شناخت حقیقت نیت در این كتاب بخوبى...
آگهی اصفهانی، صدرالدین، مسیح‏الزمان •
(س یازدهم ق)، شاعر. در قم زاده شد و در یزد پرورش یافت. در جوانى به هند رفت و در دربار جهانگیر پادشاه هند صاحب جاه و مال شد. «دیوان» شعرى از او بر جاى مانده است كه بیشتر در هند سروده شده است.
آگهی تبریزی •
(س نهم ق)، شاعر. بنا به نوشته «تحفه‏ى سامى» به سوزنگرى اوقات مى‏گذراند و گاهى شعر مى‏گفت. آگهى تبریزى از سخنوران عصر سلطان یعقوب آق قویونلو (896 -883 ق) بود. از او است: به گریه موسم گل در فراق یار گذشت به گلرخى ننشستیم و نوبهار گذشت
آگهی شیرازی، مسیح الزمان •
(؟)، شاعر، متخلص به آگهى. ابیات ذیل به نام او در «جنگ فیروزآبادى» نسخه‏ى خطى كتابخانه‏ى مجلس دیده شده است: گل را به چمن همنفس خار چو دیدم بر خاطر آزرده‏ى بلبل جگرم سوخت آشفته خاطر است گل و غنچه تنگدل در حیرتم كه عیش گلستان نصیب كیست؟
آگهی قائنی خراسانی، جلال‏الدین محمد •
(وف 932 ق)، شاعر. از نوادگان جلال‏الدین محمد قائنى است در هرات متولد شد. نزد سلطان حسین بایقرا كه مردى فرهنگ دوست بود تقرب یافت و سلطان تعلیم فرزندش شاه غریب میرزا را به او محول كرد و او مدتى در این سمت باقى ماند. آگهى به قصد گرفتن مقام صدارت بر آن شد كه با جعل مهر 8 شهاب‏الدین اسحاق را از میان بردارد،...
آگهی یزدی •
(وف س دهم ق)، شاعر بذله‏گو. به خیاطى اشتغال و به خاندان شاه ولى از سادات یزد بستگى داشت. وى مداح میر میران مرد قدرتمند یزد بود. سفرى به هرات نیز كرد. در زمان شاه طهماسب درگذشت. «دیوان» اشعار چهار هزار بیتى وى در اقسام مختلف شعر و اشعار هزل‏آمیز و قصایدى در مدح میرمیران است.
آگهی یزدی، ابوالحسن •
(وف 1305 ق)، شاعر، زرگر و میناساز. میرزا محمدعلى شهلاى یزدى مؤلف «تذكره‏ى شبستان» جد وى بوده است. برخى از اشعار وى در «آتشكده‏ى یزدان» تألیف آیتى یزدى آمده است.
آل بحرالعلوم، ابراهیم •
(1320 /1319 -1248 ق)، فقیه، ادیب و شاعر. در نجف به دنیا آمد. تفسیر و فقه و اصول و كلام و ادبیات را از پدر آموخت. از او به عنوان شاعر كبیر آل بحرالعلوم یاد شده است. مناعت طبع او مورد ستایش همگان بود. شیخ محمد سماوى نجفى صاحب كتاب «الطلیعة» و شیخ عبدالمحسن كاظمى و شیخ عبدالحسین خیاط نجفى از شاگردان وى...
آل بحرالعلوم، حسن •
(1355 -1282 ق)، عالم، مورخ، ادیب و شاعر. در نجف به دنیا آمد. ادبیات و مقدمات علوم را نزد پدر آموخت. فقه و اصول را نزد سید محمدكاظم یزدى و شیخ الشریعة اصفهانى و شیخ عبداللَّه مازندرانى فراگرفت. بیشترین شهرت او در شعر و ادب و تاریخ است. او همچون پدرش شاعرى توانمند بود. از آثارش: «التاریخ المنظوم»، حدود...
آل بحرالعلوم، حسین •
(1306 -1221 ق)، فقیه، اصولى، متكلم، ادیب و شاعر. در نجف‏زاده شد و همان جا نشو و نما یافت و مراحل علمى را پیمود. فقه و اصول و كلام را نزد شیخ حسن فرزند شیخ جعفر كاشف الغطاء و شریف العلماء مازندرانى و شیخ مرتضى انصارى و شیخ محمدحسن نجفى صاحب «جواهر» آموخت. وى از صاحب «جواهر» به دریافت اجازه نایل شد. كتاب...
آل بحرالعلوم، محمدصادق •
(س چهارم ق)، فقیه، اصولى، ادیب و شاعر. در نجف متولد شد. تحت نظارت پدر مقدمات علوم را فراگرفت. و سطوح عالى فقه و اصول را نزد میرزاى نایینى و سید ابوالحسن اصفهانى و سید محسن قزوینى، و تفسیر را نزد بلاغى و علم حدیث و درایه را نزد شیخ ابوتراب خوانسارى آموخت. و از نایینى و شیخ آقا بزرگ تهرانى و سید محسن امین...
آل‏بویه، اسداللَّه •
(تو 1287 ش)، ریاضیدان و شاعر، متخلص به بویه. در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در رشت گذراند و سپس به تهران آمد و دیپلم خود را از دارالفنون گرفت. در 1307 ش به فرانسه رفت و پس از تكمیل زبان در رشته‏ى ریاضیات عمومى، حساب جامعه و فاضله، و مكانیك تحصیل كرد و دكتراى خود را در هندسه‏ى عالى از...
آل‏عصفور، حسین •
(شهادت 1216 ق)، فقیه، محدث، متكلم و شاعر. از سوى مادر نوه‏ى شیخ حسین ماحوزى بود. نزد عمویش یوسف آل‏عصفور درس خواند. و از او و عموى دیگرش عبدعلى آل‏عصفور روایت مى‏كرد. او در شاخوره اقامت داشت و به تدریس و مرجعیت دینى و تحقیق و تألیف اشتغال یافت. از بزرگ‏ترین فقهاى اخبارى زمان خود بود، این كه برخى او را...
آل‏مظفر، ابویزید •
(تو 755 ق)، شاعر. از شاهزادگان آل‏مظفر كه به فضایل و خصایل همت و شجاعت موصوف بود، و در مخالفت سلطان عمادالدین احمد برادر خود كوشید، در كرمان مغلوب و مقهور شد و سلطان احمد جرم او را بخشید و سالها با او بسر برد وى از برادران فاضل شاعر، شاه شجاع شیرازى بود.
آمدی، حسین •
ابوعلى حسین بن سعد بن حسین بن محمد آمدى، لغوى ادیب شاعر، در بغداد تحصیل نموده، در اصفهان متوطن شده، و در شب پنج شنبه 5 ربیع الاخر سال 444 وفات یافته. وى را تألیفاتى است.
آملی اصفهانی، ابراهیم •
(وف 1098 ق)، محدث، فقیه، اصولى، متكلم و شاعر. نزد پدرش، خلیفه سلطان، كه از علما و دانشمندان بنام عهد خویش بود تلمذ كرد. وى تعلیقات و حواشى بسیارى بر كتابهاى فقهى و كلامى و اصولى نوشت كه بهترین آنها حاشیه‏اى بر «شرح لمعه»، تا كتاب طهارت، است. او همچنین حواشى متفرقه‏اى بر كتاب «المدارك» نوشته كه از آنها...
آملی طبرستانی، اولیاءاللَّه، محمد •
(ز 764 ق)، مورخ و شاعر. معروف به ملا اولیاء. مدتها در بغداد تحصیل كرد. سپس به عراق عجم و طبرستان بازگشت و به جهت مرگ اردشیر بن حسن حكمران مازندرانى كه ممدوح ظهیرالدین فاریابى بود دلتنگ شد و از استرآباد به خوارزم رفت و چندى در آن سامان زیست. «تاریخ سلاطین مازندران» كه نثرى ساده و روان دارد از تصنیفات...
آملی محمد •
(س نهم ق)، شاعر. وى از شاگردان شرف‏الدین على یزدى بود. در شعر به معما میل داشت و در آن ماهر بود. چون امیرعلیشیر نوایى (م 906 ق) در تذكره‏ى خود محل دفن او را ذكر كرده است، پس وى باید قبل از تألیف تذكره‏ى «مجالس النفائس» (896 ق) درگذشته باشد. مدفن محمد آملى در نیشابور است. در تذكره‏ها نام او را محمد آبلى...
آملی، ابوالحسین احمد •
(421 -333 ق)، فقیه، ادیب، شاعر و محدث. در آمل به دنیا آمد. وى برادر یحیى ملقب به ناطق بالحق و از پیشوایان زیدیه‏ى طبرستان و معاصر صاحب بن عباد بود. و با برادر كوچك‏تر خود به برادران هارونى معروف بودند. پدر وى شیعه‏ى اثنى‏عشرى بود و خود او و برادرش نیز نخست داراى این مذهب بودند و بعد از فرقه‏ى زیدیه‏ى...
آملی، نظام‏الدین حسن •
(س هشتم ق)، شاعر، متخلص به حسن. نظام‏الدین تا سال 782 ق در شیراز مى‏زیست. وى غزل را نیكو مى‏سرود. احتمال مى‏رود كه صاحب عنوان با كاشى آملى یكى باشد.
آموزگار کرمانی، محمدجواد •
شاعر. درگذشت: خرداد 1361، تهران. محمدجواد آموزگار كرمانى ملقب به «ظفر على» از سال 1306 به خدمت دولت درآمد و با سمت دبیرى دبیرستان پهلوى كرمان مشغول خدمت گردید. در سال 1318 دبیرى دبیرستان بانوان نیز به ایشان سپرده شد و در سال 1321، به سمت بازرس آموزشگاه‏هاى كرمان را یافت. از سال 1325 عهده‏دار تدریس...
آنسی ترشیزی •
(وف 523 ق)، شاعر. از سادات و بزرگان ترشیز بود. از فنون ادبى بى‏نصیب نبود. «دیوان» وى مركب از غزل و قصیده است، از اشعارش: باز این دل شكسته خیال وصال كرد چیزى خیال كرد كه نتوان خیال كرد
آنی هروی •
(س یازدهم ق)، شاعر. از زادگاهش هرات به هند رفت و در كشمیر توطن گزید و قریب شصت سال در آن دیار زندگى كرد و همان جا نیز درگذشت. از او است: عرق نشسته ز پندم رخ نكوى تو را ز من مرنج كه مى‏خواهم آبروى تو را
آهنگ اصفهانی •
(؟)، شاعر. در «تذكره‏ى روز روشن» از او به عنوان شاعرى شیوا بیان یاد شده است. از اشعار او است: اى غم به دلم تخم وفا كاشته‏اى یك لحظه مرا ز دست نگذاشته‏اى اى آه به سر فكنده‏اى سایه مرا وى گریه مرا ز خاك برداشته‏اى
آهنگ شیرازی، محمد •
(1298 -1254 ش)، شاعر، متخلص به آهنگ. وى فرزند میرزا ابوالقاسم فرهنگ و نوه‏ى وصال شیرازى بود. در 14 سالگلى پدرش را از دست داد و عمش عبدالوهاب یزدانى تربیت و آموزش او را برعهده گرفت. خط نسخ و فنون سخن سرایى را از وى آموخت و علم طب و علوم ادبیه را نیز فراگرفت. در جوانى ازدواج كرد و دو پسرش را براى تحصیل...
آهنگ یزدی •
(ز 1025 ق)، شاعر. در یزد متولد شد و در همان شهر تحصیل كمال كرد و به هندوستان رفت و در آن دیار روزگار گذرانید. وى از معاصران تقى اوحدى و شاعرى توانا بود. از او است: گر دست دهد دولت دیدار اى دل دیدار پرى رخى وفادار اى دل تا حشر دگر دامنش از دست من زنهار اى دل هزار زنهار اى دل
آهی تبریزی •
(س سیزدهم ق)، نوحه‏سرا. از معاصرین میرزا مهدى شكوهى و میرزا على لعلى بوده است. تمام مراثى او به زبان تركى بود.
آهی جغتایی، سلطان قلی‏بیک •
(وف 927 ق)، شاعر. از امراى الوس جغتاى بود. در آغاز نرگسى تخلص مى‏كرد. ندیم شاهزاده غریب میرزا، پسر سلطان حسین بایقرا، بود. به تركى و فارسى شعر مى‏گفت. از آثار او «دیوان» شعر است.
آهی مشهدی •
(س نهم ق)، شاعر. از غزلسرایان مشهور كه در اواخر دوره‏ى سلطان حسین بایقرا در هرات مى‏زیست. اثر وى «دیوان» اشعار و «خمسه» است كه در مقابله با «خمسه‏ى» نظامى گنجوى گفته، اما بنا به قول امیرعلیشیر نوایى شهرت نیافته.
آهی هروی •
(وف 938 ق) شاعر. اصلاً اهل ابهر بوده كه در هرات مى‏زیسته است. ابتدا تخلص نرگسى داشته و سپس آهى را برگزیده. به گفته‏ى امیرعلیشیر نوایى در «مجالس النفائس»: «چون معنى خوب در بیت مردم مى‏دید چیست و چالاك آن را نظم پاك مى‏فرمود». به زبان تركى نیز شعر مى‏گفت. در پایان زندگى به قندهار رفت و در همان جا درگذشت....
آهی وکیلی، عبدالحسین •
(1365 -1285 ق)، عالم و شاعر، متخلص به آهى. عبدالحسین وكیلى از مردم شهر قم بود. در كودكى از مكتب و درس گریزان بود. ولى با تشویق خانواده و عنایت خداوند به تحصیل در علوم دینى مشغول شد. استادان وى آیت‏اللَّه حجت، آیت‏اللَّه بروجردى و آیت‏اللَّه شریعتمدارى بودند. وى «دیوان» شعرى در مدح خاندان اهل‏بیت دارد...
آیت قزوینی، محمدحسن •
(س سیزدهم ق)، ادیب و شاعر، متخلص به آیت. سلسله نسب وى منسوب به علماى مسجد جامع قزوین بود. از علوم ادبى و عربى و حكمت بهره داشت. مدتى در عراق و خراسان و فارس مسافرت كرد و با محمدخان دشتى مصاحبت داشت و در 1286 ق دیباچه‏اى بر «دیوان» دشتى نوشت. مدتى نیز در خدمت اسداللَّه میرزا، از نوادگان ظل‏السلطان، بود...
آیت میردامادی، محمد حسین •
ابن سید جعفر، عالم فاضل زاهد ادیب شاعر متخلص به «آیت» در شب جمعه 23 ربیع الثانى 1303 متولد، و نزد علماى اصفهان تحصیل نموده، و در سده‏ى ماربین مولد و موطن خویش مرجع امور شرعیه بوده، و در شب جمعه اول ربیع‏الثانى 1380 وفات یافته، در امام‏زاده سید محمد مدفون گردید. وى را تألیفاتى است: 1 - دیوان اشعار 2...
آیت‏اللَّه‏زاده مازندارانی، محمدباقر •
(1340 -1263 ش) حاكم شرع و شاعر. وى فرزند شیخ‏محمد مازندرانى و نواده‏ى شیخ زین‏العابدین مازندرانى بود كه هر دو از مراجع تقلید بوده‏اند. در كربلا متولد شد. پس از گذراندن مقدمات، تحصیلات عالیه را در خدمت آخوند ملا محمدكاظم خراسانى و شیخ‏الشریعه‏ى اصفهانى تكمیل كرد و موفق به دریافت درجه‏ى اجتهاد گردید. در...
آیتی اصفهانی •
(س دهم ق)، شاعر و خطاط. خط نستعلیق را خوب مى‏نوشت و از شعراى بذله‏گوى اصفهان بود. مكتب‏دار بود و تدریس خطاطى نیز مى‏كرد. پیش از تألیف «تحفه‏ى سامى» (957 ق)، فوت كرده است. غزل مى‏سرود، و «دیوان» اشعار دارد.
آیتی بیرجندی، محمدتقی •
(وف 1347 ق) شاعر، او برادر شیخ محمدحسین آیتى مؤلف «بهارستان» بود. وى در جوانى در زمان حیات پدرش درگذشت. «دیوان» شعرى از او باقى است.
آیتی قائنی، ضیاءالدین محمدحسین •
(1397 -1310 ق)، فقیه، متكلم، ادیب و شاعر، متخلص به آیتى. در روستاى مهموئى از توابع قاین متولد شد. مقدمات علوم را در بیرجند آموخت. سپس به مشهد رفت و به تحصیل در حوزه علمیه آنجا پرداخت علوم ادبى را نزد شیخ عبدالجواد نیشابورى و مقدارى فقه و اصول را از پدر خود آموخت. در سال 1331 ق به مكه رفت و در این سفر...
آیتی یزدی •
(؟)، شاعر. اهل یزد بود. به شیراز رفت و چون شیفته‏ى آنجا شد اشعارى در وصف فارس سرود. در سخن آفرینى و نكته‏گزینى توانا بود، «دیوان» شعرى از وى باقى مانده است.
آیتی یزدی، عبدالحسین •
(1371 -1288 ق)، نویسنده، ادیب و شاعر، متخلص به ضیائى و آواره و آیتى. وى از نوادگان شیخ‏محمد مشهور به شیخ آقا بزرگ تفتى، و از قصبه‏ى تفت از محال یزد بود. در خانواده‏اى عالم و عارف به دنیا آمد. در پانزده سالگى به یزد رفت و دوره‏ى صرف و نحو و منطق و بیان را در نزد پدر تكمیل نمود. از كودكى شعر مى‏گفت. پدرش...
ابتهاج، هوشنگ •
هوشنگ ابتهاج «سایه» فرزند میرزا آقاخان متولد سال 1306 خورشیدى است. وى از جمله شاعرانى است كه بیشتر به اشعار نو متمایل است و در غزلسرایى نیز سروده‏هایى نغز و شیوا دارد كه از جمله بهترین غزلیات معاصر ایران به‏شمار مى‏رود. تاكنون...
ابدال اصفهانی، اسیر •
(وف 930 ق)، شاعر، متخلص به اسیر اهل اصفهان بود و به عطارى اشتغال داشت. وى از همنشینان سام میرزا صفوى بود كه به واسطه‏ى عشق كارش به جنون كشید و چند ماهى بسترى شد، ولى درمان نشد. سه سال در اصفهان با سروپاى برهنه مى‏گشت، سپس به تبریز رفت و پنج سال در میخانه‏ها با ارامنه به سر برد. عاقبت توبه كرد. برخى از...
ابدال بلخی •
(وف 931 ق)، شاعر. اهل بلخ بود و ابتداى امر مطیعى تخلص مى‏كرد و در آخر كار تخلص به الف كرد از مقربان دربار سلطان یعقوب در آذربایجان بود و پس از مرگ او به اصفهان رفت و در آنجا تقرب یافت. از جمله آثارش: «دیوان» شعر. این بیت از اوست: نظر افكنى به هر كس به منت نظر نباشد شده‏ام اسیر دردى كه از آن بتر نباشد
ابراهیمی، بهزاد •
(ز 994)، نقاش. در شهر تو (فردوس) خراسان متولد شد. از آثار رقم‏دار این هنرمند، تصویر زیبایى است كه در نسخه «دیوان» خطى حافظ، مضبوط در موزه استانبول، كه در ربیع‏الاول سال 994 در شهر تو كتابت شده، قرار گرفته است؛ در این اثر ملیح به استادى، حقیقت ابیات: روضه‏ى خلد برین خلوت درویشان است مایه‏ى محتشمى خدمت...
ابراهیمی، جعفر •
جعفر ابراهیمی در سال 1330ش در یكی از روستاهای شهرستان اردبیل به دنیا آمد .میل و كشش او به داستان‌نویسی و ادبیات كودكان موجب شد كه در سال 1360ش. بنا به درخواست كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان از وزارت دارایی به آن كانون...
ابراهیمی، نادر •
نادر ابراهیمی در [چهاردهم] فروردین‌ماه سال ١٣١۵ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشكده‌ی حقوق وارد شد. اما این دانشكده را پس از دو سال رها كرد...
ابرزی فارسی، عمیدالدین، ابونصر اسعد •
(وف 624 ق)، شاعر و ادیب. وى اهل ابرج فارس بود و وزیر اتابك سعد بن زنگى و معاصر امام فخر رازى بود. پس از مرگ سعد بن زنگى به اتهام مكاتبه‏ى پنهانى با سلطان جلال‏الدین خوارزمشاه به وسیله‏ى ابوبكر سعد زنگى در قلعه‏ى اشكنوان زندانى شد و پس از چند ماه درگذشت. وى قصیده‏اى غرا در یكصد و یازده بیت به زبان عربى...
ابرقوهی، حاجی آقا •
(ز 972 ق)، شاعر. وى از نسل اتابكان لرستان و معاصر سام‏میرزا بود. در اوایل عمر مهماندار نواب صاحبقرانى و بعد از آن یوزباشى و خلیفه‏ى قورچیان كرد شد. حاجى‏آقا شعر مى‏گفت ولى، اشعار وى نظم شعرى درستى نداشت. به گفته‏ى صاحب «الذریعه» وى به هند مسافرت كرد و در آنجا «دیوان» شعرش را نظم داد و به مصطفى خان از...
ابرقویی، هادی •
(س یازدهم ق)، شاعر. اهل ابرقو و برادر میر برهان ابرقویى بود. وى بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و داراى طبع شعر خوبى بود. از آثارش: «دیوان» شعر. از اوست: از پیروى دل به حذر باید گشت در همرهى‏اش كشیده سر باید گشت سى سال به غفلتم به راهى برده است كه امروز تمام راه بر باید گشت
ابرکوهی، صادق •
(ز 1038 ق)، شاعر. از شاعران مثنوى‏پرداز ایران در اوایل سده‏ى یازدهم هجرى است. از او مثنوى كوتاهى با مضامین عرفانى به نام «رموز العاشقین» به جاى مانده است. نسخه‏اى از این مثنوى در دانشگاه پنجاب نگهدارى مى‏شود.
ابریشم کار، علی محمد •
شاعر ادیب متخلص به «فنائى» صاحب دیوان اشعار، متوفى در جمعه 29 صفر 1368، مدفون در قسمت شرقى تكیه در حیاط.
ابریشمی مشهدی، محمد •
(ز 923 ق)، خطاط و شاعر. اصلا مشهدى و از شاگردان سلطانعلى مشهدى بود كه در كتابخانه‏ى امیرعلیشیر نوایى به امر كتابت اشتغال داشته است. صاحب «گلستان هنر» خط وى را ستوده و شیفته‏ى كتیبه‏اى شده كه محمد ابریشمى شعر آن را سروده و خود بر سنگ قبر سلطانعلى مشهدى نوشته است، كه اكنون اثرى از آن باقى نیست. از آثار...
ابطحی شیرازی، احمد •
(تو 1297 ق)، فاضل و شاعر. ملقب به علم‏الهدى. در شیراز تولد یافت. علوم عربى و فارسى را نزد استادانى چون حاج سید محمدعلى كازرونى و شیخ عبدالجبار و میرزا ابراهیم مجتهد محلاتى آموخت. در سال 1306 ش به اصفهان رفت و در آن شهر ساكن شد و به كار قضا پرداخت. وى به عربى و فارسى شعر مى‏سرود و از حافظه‏اى قوى برخوردار...
ابن ابی‏طیّب نیشابوری، ابوالحسن علی •
(وف 458 ق)، مفسر و شاعر. در نیشابور متولد شد. در اوایل قرن پنجم قمرى در نیشابور چهار مدرسه بزرگ براى چهار فرقه بنا شد و آن مدرسه را كه جهت شیعه و عدلیه و زیدیه، در محله اسفریس بنا كردند، به نام امام على بن ابى‏طیّب نامیدند. او را در 414 ق براى موعظه به دربار سلطان محمود غزنوى بردند، به محض ورود بى‏اجازه...
ابن اخوه بغدادی، جمال‏الدین، ابوالفضل عبدالرحمان •
(وف 548 ق)، شاعر، ادیب و محدث شیعى. از بزرگان دودمان آل‏اخوه بود. در بغداد متولد شد و در همان شهر نشو و نما یافت. نزد ابوالسعادات هبة اللَّه بن شجرى، ابوشجاع صابر بن حسین، ابوالفوارس زینبى، ابوالخطاب نصر بن احمد، ابوعبداللَّه نعالى و ابوغانم هروى درس خواند و حدیث شنید. بانوى دانشمند، دختر سید مرتضى،...
ابن الاسود •
احمد بن علویه كرانى كرمانى (كوانى) كاتب اصفهانى، شاعر محدّث ادیب لغوى شیعى، از مجاهرین شعراى اهل بیت است. ابوحاتم سجستانى كه خود از بزرگان شعر و ادب است خطاب به اهل بصره گوید: قسم به خدا این شاعر اصفهانى در محكم بودن اشعار، و كثرت فوائد آن، بر همه تفوّق یافته است. بیشتر از یك صد سال عمر كرده، و در...
ابن بابویه ابوجعفر، محمد •
ابوجعفر محمد بن على ابن حسین فرزند مهتر ابوالحسن على بن حسین قمى و ملقب به صدوق (ف. 381. ه.ق.). او از اساتید بسیار از جمله پدر خود و محمد بن حسن ابن‏الولید ادب و فقه را فراگرفت. وى با سلاطین و اعاظم شیعه زمان خود آمیزش داشت. كتاب من لا یحضره الفقیه خود را كه از كتب معتبر شیعه و یكى از كتب اربعه است...
ابن خطیب گنجوی، تاج‏الدین امیراحمد •
(س پنجم ق)، شاعر و ادیب. مشهور به پسر خطیب گنجه یا پورخطیب گنجه. وى معاصر محمود غزنوى بود و با همسرش مهستى گنجوى به دربار غزنوى پیوستگى داشت. همسرش از سرایندگان شهرآشوب بود و میان او و مهستى مناظره در مى‏گرفت. در سده‏ى هفتم قمرى داستان امیراحمد و مهستى درباره‏ى شوخ‏طبعیهاى وى و همسرش به نثر نوشته شد....
ابن شهرآشوب سروی مازندرانی، رشیدالدین •
(588 -488 ق)، عالم، متكلم، محدث، فقیه، مفسر، ادیب و شاعر شیعى. در سارى متولد شد. نیاى وى شهرآشوب از شاگردان شیخ طوسى بود و ابن شهرآشوب به واسطه‏ى پدر خود از او روایت مى‏كرد. در هشت سالگى قرآن را حفظ مى‏خواند. از زمخشرى و احمد و محمد غزالى و خطیب خوارزمى اجازه‏ى روایت داشت. بنا به دلایل مذهبى به حلب كه...
ابن طباطبا •
ابوالحسن محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن ابراهیم طباطبا، از محققّین علما و بزرگان شعرا است كه در دوره غیبت صغرى در اصفهان مى‏زیسته. در اعیان الشیعة (63:6) گوید: ابن شهرآشوب او را از شعراى اهل بیت مى‏شمارد. در ریحانة الادب(82:8) گوید: در سال 322 هجرى در اصفهان وفات یافته، و خانواده‏اش در آنجا مشهور،...
ابن عبدالوارث فارسی، ابوالحسین محمد •
(وف 421 ق)، شاعر. معروف به ابن اخت فارسى. از مردم نیشابور و خواهرزاده‏ى ابوعلى فارسى بود. علوم عربى را نزد دایى خود آموخت. و پس از آن به گردش در سرزمینهاى مختلف پرداخت و در رى به خدمت صاحب بن عباد رسید. پس از آن در غزنه به خدمت دستگاه دیوانى غزنویان درآمد و در پادشاهى كوتاه اسماعیل بن سبكتگین وزارت یافت....
ابن فارض مصری •
ابن فارض ابوحفص و ابوالقاسم عمربن ابی الحسن علی بن المرشدبن علی الحموی الاصل ،المصری المولد و الدار و الوفات ، معروف به ابن فارض و منعوت به شرف . عارف و شاعری معروف . اصلاً از مردم حماه شام است و در قاهره به سال 576 هَ .ق . متولد شده . پدر او قاضی قاهره و خود او مردی صالح و کثیرالخیر بود و مدتی مجاورت...
ابن لنکک، ابوالحسن محمد •
(وف ح 360 ق)، نحوى. شاعر. از مردم بصره و معاصر متنبى بود. به بغداد رفت و به خدمت مهلبى وزیر درآمد. احتمالاً به اشاره‏ى مهلبى، در 351 ق كه متنبى از وزیر دیدن كرد، ابن‏لنكك در اشارى وى را هجو كرد. «دیوان» اشعار او را گرد آورده بودند و شعر او پسند خاطر صاحب بن عباد افتاده بود، اما اكنون از سروده‏هاى وى...
ابن ماکولا، سعدالملک، ابونصر علی •
(486 /475 -422 /421 ق)، رجال‏شناس، حافظ، محدث و شاعر. از فرزندزادگان ابودلف عجلى است. اصل وى از گلپایگان بود. در عكبرا، نزدیك بغداد، متولد شد. نزد ابن‏بشران، خرائطى حنبلى، ابوالطیب طبرى و قشیرى درس خواند و در 447 ق پس از مرگ عمویش، قاضى‏القضات بغداد شد. وى با ابراهیم بن اسحاق حبّال دوستى داشت و با احمد...
ابن مدبر، ابواسحاق، ابویسر ابراهیم •
(وف 279 /275 ق)، دبیر، شاعر. وى از نزدیكان متوكل عباسى بود و در كارهاى دولتى نیز در شخص خلیفه نفوذ داشت. در 240 ق ابن‏خاقان وزیر متوكل او و برادرش احمد را بركنار كرد و به زندان افكند. اما پس از چند سالى آزادى یافت. روزگارى فرمانرواى جلیله در فلسطین بود و مدتى كارگزار مالیات ایالت اخواس بود كه با شورشیان...
ابن یمین، امیرمحمود •
(امیر) محمود بن (امیر) یمین‏الدین محمد طغرائى، در اواخر قرن هفتم در قصبه فریومد خراسان متولد شد. (ف. فریومد 769 ه.ق.) پدرش شاعر بود و با او مشاعره مى‏كرد. وى در آغاز مداح طغاتیمور بود و سپس به خدمت سربداران پیوست. در جنگى كه به سال 743 میان امیر وجیه‏الدین مسعود سربدارى و ملك معزالدین حسین كرت رویداد...
ابن‏بَوَاب، ابوالحسن علی •
(وف 423 /413 ق)، خطاط مذهّب، حافظ، قارى، ادیب و شاعر شیعى. مشهور به ابن‏بواب یا ابن‏سترى و ملقّب به علاءالدین و قبلةالكتاب. پدرش پرده‏دار دستگاه آل‏بویه بود و شهرت وى هم از این رو است. ابوالحسن نیز یك چند در خدمت بهاءالدوله‏ى دیلمى سرپرستى كتابخانه‏ى بهاءالدوله را در شیراز بر عهده داشت. خوشنویسى را از...
ابن‏تاج گیلانی، بهاءالدین •
(س دهم ق)، شاعر، متخلص به ابن‏تاج و ابن‏تاج گیل. چند غزل از او به جا مانده است.
ابن‏حسام خوافی، جمال‏الدین محمد •
(وف 737 ق)، شاعر، متخلص به محمّد یا ابن‏حسام. در خواف متولد شد، ولى در هرات مقیم بود و از شاعران مخصوص ملك شمس‏الدین كرت و فرزندان او به شمار مى‏رفت. وى در غزلسرایى توانا بود. مستزادى از وى در تذكره‏ها به جاى مانده است. آن كیست كه تقریر كند حال گدا را در حضرت شاهى از غلغل بلبل چه خبر باد صبا را جز...
ابن‏حسام خوسفی، شمس‏الدین محمد •
(وف 875 ق)، شاعر. از مردم خوسف بیرجند بود. در قصیده‏سرایى و مدح بزرگان دین دستى توانا داشت. پدران وى اهل علم و ارشاد بودند و خود نیز از عالمان شیعى مذهب بود و از فنون ادب و علوم شرعى و اخبار و احادیث و سنت آگاهى داشت و در اشعار خود به كرّات از این اطلاعات سود جسته است. وى از راه كشاورزى گذران زندگى مى‏كرد....
ابن‏حمّویه جوینی، صاحب، فخرالدین، ابوالمظفر یوسف •
(647 -582 ق)، ادیب، شاعر و محدث. اصل وى از جوین نیشابور بود. در دمشق به دنیا آمد و در آنجا و مصر حدیث شنید. از 624 ق به خدمت محمد بن محمد، فرمانرواى ایوبى دمشق، درآمد و تا زمان مرگ او با وى همكارى داشت. در 640 ق سلطان نجم‏الدین ایوب او را زندانى كرد. ابن‏حمویه تا 643 ق در زندان به سر برد. سلطان در این...
ابن‏خازن دینوری خراسانی، ابوالفضل احمد •
(518 /512 -471 ق)، خطاط و شاعر. وى خوشنویس ایرانى‏تبار بغدادى است كه در بغداد متولد شد. از مردم دینور بود. «دیوان» شعرى از او به جا مانده كه پسرش نصراللَّه آن را گردآورى كرد. اشعار وى را به زیبایى ستوده‏اند. ابن‏خازن از خطاطین و از عجوبه‏هاى خوشنویسان بود و در مدت عمرش پانصد قرآن نگاشت، او از مخترعان...
ابن‏خالویه، ابوعبداللَّه حسین •
(وف 370 ق)، نحوى، لغوى، ادیب و شاعر امامى. اصلش از همدان بود. در 314 ق وارد بغداد شد و در محضر بزرگان علم و ادب حضور یافت. قرآن را از ابن‏مجاهد، نحو و ادب را از ابن‏دُرَید و ابن انبارى و نِفْطویه، و لغت را از ابوعمر زاهد آموخت و از محمد بن مخلد عطار حدیث شنید. پس از آن ساكن حلب و ادب‏آموز فرزندان سیف‏الدوله...
ابن‏خراسانی، ابوالعزّ محمد •
(576 -494 ق)، شاعر، نحوى، عروضى و محدث. وى نزد ابومنصور جوالیقى به تحصیل پرداخت. از ابوالحسین طیورى و ابوسعد بن خشیش حدیث شنید و ابن‏الاخضر و ابوالفتوح بن حصرى از وى روایت كرده‏اند. وى علاقه‏ى وافرى به علم عروض داشت و در سرودن شعر بسیار توانا و استاد بود. در پایان عرم دچار پریشانى حواس شد. از آثار وى:...
ابن‏دوست، ابوسعید، ابوسعد عبدالرحمان •
(431 -357 ق)، عالم، ادیب و شاعر. جدش ملقب به دوست بود. عبدالرحمان از مردم نیشابور و ناشنوا بود. نزد ابونصر جوهرى لغت و ادب آموخت. ابوالحسن واحدى مفسیر از شاگردان اوست. از آثار او: «ردّ على الزجاجى»، در استداركش بر «اصلاح منطق» ابن‏سكیت؛ «دیوان» شعر. در «الاعلام» زركلى نام او را به استناد «جواهر المضیئه»...
ابن‏ساعاتی خراسانی، ابوالحسن بهاءالدین علی •
(604 -553 ق)، شاعر. در دمشق متولد شد. وى از مشاهیر شعراى نامى و برادر ابن‏ساعاتى پزشك بود و چون پدرشان در دمشق به ساعت‏سازى مى‏پرداخت آنها نیز به ابن‏ساعاتى مشهور شدند. پس ازمدتى به مصر رفت و در آنجا به مدیحه‏گویى امرا و پادشاهان روزگار خود پرداخت. در قاهره درگذشت. از آثار وى: «دیوان» اشعار، در دو مجلد؛...
ابن‏ساوجی، ابوالمحاسن محمد •
(ز 732 ق)، ادیب، شاعر و خطاط. از مردم نخجوان بود. از وى اشعارى در تذكره‏ها به جاى مانده است. از آثار او: منظومه‏اى است به نام «درّة المعانى»، در ترجمه و شرح «لآلى المنثوره»، كه ابن‏ساوجى آن را در 732 ق سروده است؛ نسخه‏اى از ترجمه‏ى كتاب «مسالك و ممالك» ابواسحاق ابراهیم اصطخرى به خط ابن‏ساوجى به تاریخ...