تبلیغات
شعر - شاهیر ایران و جهان(شعر 3)
ابن‏سدیر، ابوالحسن علی •
(وف 606 ق)، پزشك و شاعر. در مداین متولد شد. در بغداد پزشكى خواند. با ناصرالدین اللَّه عباسى معاصر و در مداین به معالجت عامه مشغول بود. شعرهایى از وى برجاى مانده است.
ابن‏سِکّیت، ابویوسف یعقوب •
(244 -186 ق)، لغوى، نحوى، شاعر و زبان‏شناس شیعى. پدرش سكیت، شاعر و از مردم دورق خوزستان بود. نخست نزد پدر، كه در شعر و لغت صاحب‏نظر بود، و سپس نزد ابوعمرو شیبانى، فرّاء و ابن اعرابى و دیگران، درس خواند. ابن‏سكیت گوید: پدرم در شعر بر من مقدم است و من در نحو بر وى. از اصحاب خاص امام محمدتقى (ع) و امام...
ابن‏سیّار شیرازی، ابوماهر، ابوعمران موسی •
(وف 350 ق)، پزشك، حكیم، فیلسوف، شاعر. ولادت او در شیراز بود و در همان جا نشو و نما یافت و به تحصیل پرداخت. وى در فنون طب و حكمت مشهور بود. ابوعلى مندویه و احمد بن محمد طبرى و على بن عباس مجوسى اهوازى و اغلب بزرگان طب وقت به شاگردى وى مباهات مى‏كردند. در علم منطق از استادان بود. پس از راه یافتن به دربار...
ابن‏شاه، ابوبکر احمد •
(376 -313 ق)، شاعر، ادیب، صوفى و فقیه حنفى. اصل وى از خوارزم بود و خود از اهالى بخارا. ابن‏سینا از شاگردان او بود. به گفته‏ى ذهبى او از پیشگامان بود و تصانیف زیبائى داشت. از آثارش: «دیوان» اشعار، كه ابن‏ماكولا آن را دیده كه اكثرش به خط ابن‏سینا بوده است.
ابن‏شهاب یزدی، حسن •
(ز 855 ق)، مورخ و شاعر. از مردم یزد بود و «منظومه‏اى» در تاریخ سلجوقیان سرود و آن را به سلطان محمد بن بایسنقر بن شاهرخ از شاهزادگان تیمورى اهدا كرد. كتاب دیگر وى «جامع التواریخ حسنى» نام دارد كه آن را نیز به نام سلطان محمد بن بایسنقر در 855 ق تألیف كرده است. ابن‏شهاب در «جامع التواریخ» اطلاعات مفیدى...
ابن‏شیرزاد خاقانی، ابوشرف یحیی •
(وف 616 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به كاوانى. وى كاتب طغرل بن ارسلان سلجوقى، آخرین پادشاه سلجوقى ایران و عراق بود. او به فارسى شعر مى‏سرود.
ابن‏شیرویه‏ی دیلمی، ابومنصور اسپهدوست •
(وف 469 ق)، شاعر. از زندگى وى اطلاع چندانى در دست نیست، جز آنكه ابتدا پیرو تشیع بوده و بسیار به آن مباهات مى‏كرده است، ولى پس از چندى به تسنن گرویده و اشعارى نیز در این باره سروده است. وى در شعر پیرو ابن‏حجاج بود و اشعار ابن‏حجاج را نیز نقل مى‏كرد. او صورتى نیكو اما زبانى بسیار گزنده داشت.
ابن‏ضحاک باهلی، ابوعلی حسین •
(250 -162 ق)، شاعر. مشهور به اشقر خلیع. اصل او از مردم خراسان و از موالى باهله بود. در بصره به دنیا آمد و همان جان نشو و نما یافت. به دربار امین عباسى رفت و ندیم او شد. در اشعار خود خلیفه را مى‏ستود. پس از پیروزى مأمون به بصره گریخت و تا روزگار معتصم در آن شهر به سر برد. سپس به بغداد بازگشت و معتصم را...
ابن‏طباطبایی اصفهانی، ابوالحسن محمد •
(وف 322 ق)، عالم، ادیب، شاعر، و محقق. در اصفهان متولد شد. در همان جا تحصیل كرد و تا پایان عمر در همان شهر زیست، از این رو به ابن طباطباى اصفهانى شهرت یافت. گرچه در عصرى مى‏زیست كه بازار سیاست گرم بود، اما او یكسره به كارهاى علمى و ادبى و شعر و شاعرى پرداخخت و عمرى را به آسودگى گذراند. بیشترین شهرت او...
ابن‏عطیه، ابوالهیجا مقاتل •
(وف 505 ق)، شاعر. ملقب به شبل‏الدوله. وى از حجاز بود و بر اثر دشمنى با خانواده‏اش زادگاه خود را رها كرده به بغداد آمد، و از آنجا به خراسان رفت. چندى در غزنه زیست؛ سپس به خراسان بازگشت و به دستگاه نظام‏الملك پیوست و داماد وى شد. پس از كشته شدن نظام‏الملك به بغداد رفت. بعد از مدتى به خراسان بازگشت و ایامى...
ابن‏عماد خراسانی، ملک‏الکلام •
(وف 800 ق)، شاعر، متخلص به ابن‏عماد. در خراسان متولد شد، به شیراز رفت و در همان جا اقامت كرد. بیشتر در مناقب ائمه‏ى معصومین (ع) شعر مى‏سرود و در سرودن غزل شهرت داشت. با حافظ و سلمان ساوجى همعصر بود. از زندگى او اطلاع دیگرى در دست نیست، جز اینكه، منظومه‏ى «ده نامه» یا «روضة المحبّین» او در میان سخن‏شناسان...
ابن‏عمید قمی، ابوالفضل محمد •
(وف 360 ق)، شاعر، ادیب، كاتب، حكیم معتزلى، لغوى، فیلسوف و منجم. از مردم قم بود. در همان جا نزد ابن‏سمكه تلمذ كرد. و پس از پدر در دربار آل‏بویه خدمت مى‏كرد. در رى وزارت وشمگیر را داشت و مدتى هم وزیر ركن‏الدوله‏ى دیلمى بود. چندى در خدمت عضدالدوله در شیراز به سر برد. صاحب بن عباد از شاگردان او بود و به...
ابن‏غیاث شیرازی، کمال‏الدین حسین، محمد •
(وف 848 ق)، شاعر. وى معاصر ابراهیم سلطان تیمورى و مردى ورزشكار بود كه از پزشكى نیز سررشته داشت. كمال‏الدین هنگام نماز عصر در میدان سعادت شیراز بساطى مى‏افكند و به مناقب خوانى مى‏پرداخت. كمال‏الدین قصاید غرایى در مدح امامان شیعه مى‏سرود و براى مردم مى‏خواند، اما از تعصب و خشك‏اندیشى پرهیز مى‏كرد. مردم...
ابن‏فورجه بروجردی، محمد •
(455 -330 ق)، ادیب، شاعر، مؤلف و محقق. اهل نهاوند بود. برخى منابع، وى را از مردم اصفهان مى‏دانند. در بغداد از محضر سید مرتضى بهره برد و مناظراتى نیز با وى داشت، از ابوالعلاء معرى بهره جست و در رى اقامت گزید و صدارت و ریاست علمى داشت. گویند بیش از یك صد و سى و دو سال عمر كرد. در سال تولد و وفات وى اختلاف...
ابن‏فوطی، کمال‏الدین، ابوالفضل •
(723 -642 ق)، محدث، مورخ، متكلم، حكیم، شاعر و منجم. نیاكانش از مردم مرورود خراسان بودند. در چهارده سالگى مغولان او را در بند كردند و نزدیك دو سال در بند بود. در زمان آخرین خلیفه‏ى عباسى در بغداد شغل دیوانى داشت. ابن‏فوطى در منطق، حكمت و خوشنویسى استاد بود و به دو زبان فارسى و عربى شعر مى‏سرود. پس از...
ابن‏قتلمش، ابومنصور محمد •
(620 -543 /542 ق)، ادیب، نحوى، شاعر و ریاضیدان. از امیرزادگان سمرقند بود ولى در بغداد به دنیا آمد. در ریاضى و در حل مشكلات هندسه‏ى اقلیدسى تبحر داشت. گویند شوق بسیار به قمار داشت و مدتى حاجب خلیفه بود. در بغداد درگذشت و درشو نیزیه دفن شد. اشعار پراكنده‏اى از وى در تذكره‏ها به جا مانده است. از آثارش:...
ابن‏مجاور شیرازی، نجم‏الدین ابوالفتح یوسف •
(وف 601 ق)، ادیب و شاعر. پدر وى از صوفیان شیراز بود كه در دمشق خانقاه بنا كرده بود. یوسف در دمشق متولد شد و همان جا نشو و نما یافت و در همان شهر مكتب خانه‏اى بنا كرد و به تعلیم پرداخت. صلاح‏الدین او را به عنوان مربى پسرش برگزید و پس از آن هم مدتى وزارت مصر را عهده‏دار بود. وى در سرودن شعر نیز توانا بود.
ابن‏مدبر، ابوالحسن احمد •
(وف 270 ق)، كاتب و شاعر. در روزگار خلافت واثق عباسى سرپرست دیوان سپاه و از دولتمردان بود. در سالهاى نخست خلافت متوكل سرپرستى هفت دیوان را داشت. متوكل اشعار او را مى‏پسندید و آنها را ارج مى‏نهاد. نفوذ ابن‏مدبر در دربار باعث بدگمانى وزیر خلیفه عبیداللَّه بن خاقان شد و گویا ابن‏مدبر و برادرش به زندان افتادند....
ابن‏مرزبان، ابونصر سهل •
(وف ح 420 ق)، ادیب و شاعر. از مردم اصفهان بود كه در قاین متولد شد و در همان جا نشو و نما یافت. در نیشابور مسكن گزید و چند بار در جستجوى كتاب به بغداد سفر كرد و كتابهایى نفیس گرد آورد. ابن‏مرزبان معاصر ثعالبى بود و با او مكاتبه داشت. از آثار وى: «اخبار ابى‏العیناء»؛ «اخبار ابن‏الرومى»؛ «اخبار جحظة البرمكى»؛...
ابن‏معین شیرازی، فخرالدین، یحیی •
(س هشتم ق)، شاعر. در غزل مهارت داشت و ابن‏معین تخلص مى‏كرد. ابیات پراكنده‏اى از وى به جا مانده است، از جمله سه غزل شیوا كه در «مونس الاحرار» نقل شده است.
ابن‏مُقْله، ابوعلی محمد •
(328 -272 ق)، خطاط، شاعر و دانشمند. از مردم بیضاى فارس بود. در بغداد تحصیلك كرد و به خدمات دیوانى مشغول شد. ابن‏مقله سه بار به وزارت خلفاى عباسى، مقتدر و قاهر و راضى باللَّه رسید. ولى هربار با توطئه‏ى درباریان دستگیر و از كار بركنار شد. مدتى نیز حكومت فارس را در دست داشت و مدتى سرپرستى دیوان مظالم و...
ابن‏منتجب مروزی، ابوالحسن علی •
(وف 536 ق)، كاتب، ادیب و شاعر. از مردم مرو بود. پدرش محمد نیز ادیب و شاعرى فاضل بود و خطى نیكو داشت و لقب منتجب‏الملك داشت و زمخشرى وى را مدح و مرثیه گفته بود. وى به عراق سفر كرد و شهرهاى این سرزمین را سیاحت كرد. در مرو از ابوعلى اسماعیل بن احمد بن حسین بیهقى حدیث شنید. سرانجام در یورش خوارزمشاهیان به...
ابن‏منجّم، ابوالحسن علی •
(352 -277 /276 ق)، ادیب، شاعر، منجم، متكلم و نسب‏شناس. وى در بغداد متولد شد. با صاحب بن عباد نیز مدتى معاشر بود.، ندیمى گروهى از خلفاء را كرد گویا به وزارت نیز رسید. از آثارش؛ كتاب «القوافى»؛ فضائل «شهر رمضان»؛ «الرّد على الخلیل»، در عروض؛ كتاب «النیروز النوروز والمهرجان»؛ «الفرق بین ابراهیم بن المهدى...
ابن‏منجّم، ابوعبداللَّه هارون •
(288 -251 ق)، ادیب، اخبارى و شاعر. معروف به ابن ابى‏منصور منجم. وى در بغداد متولد شد. با ادیبان و خلفاى هم روزگارش مجالست داشت. در جوانى در شهر بغداد درگذشت. از آثارش. «البارع»، در اخبار شعراء مولدین؛ «المختار»، در اغانى؛ كتاب «النساء و ماجاء فیهن من الخبر و محاسن ماقیل فیهن من الشعر والكلام الحسن» یا...
ابن‏نصوح شیرازی، فضل‏اللَّه •
(وف 793 ق)، شاعر، متخلص به ابن‏نصوح. در خاندانى توانگر در شیراز متولد شد. نزد علاءالدوله‏ى سمنانى كسب طریقت كرد و در بغداد از سلمان ساوجى ادب آموخت. در تبریز به دستگاه سلطان حسین ایلكانى پیوست و وى را مدح كرد. پس از او برادرش، سلطان‏احمد، را مدح گفت. علاوه بر ایشان، كمال‏الدین على وزیر و عبدالرحمان وزیر،...
ابن‏هندو، ابوالفرج علی •
(وف 420 /410 ق)، ادیب، شاعر، طبیب و منجم. از مردم رى بود. در نیشابور تحصیل كرد و هم در آنجا با دانش یونانى آشنا شد. از شاگردان ابوالحسن دائلى بود. پزشكى را نزد ابن‏خمار آموخت. مدتى در گرگان در خدمت قابوس وشمگیر بود. در اشعارش قابوس و فرزند وى، منوچهر، را ستود. پس از آن به خدمت عضدالدوله‏ى دیلمى درآمد...
ابن‏هیصم هروی، صدرالاسلام، مجدالدین، علی •
(زنده قبل از 280 ق)، ادیب، شاعر و محدث. در هرات متولد شد، از آنجا به بغداد رفت و از عثمان بن سعید دارمى (م ح 280 ق)، حدیث شنید. ابواحمد غطریفى گرگانى از او حدیث شنید. ابن‏هیصم در سرودن شعر به زبان عربى توانا بد. از آثار وى: «مفتاح البلاغة»؛ «كتاب البَسملة»؛ «نهج الرشاد»؛ «عقود الجواهر»؛ «لطائف النُكَت»؛...
ابن‏کَبَن، جمال‏الدین محمد •
(842 -776 ق)، شاعر، نویسنده، فقیه و قاضى. نیاكانش از مردم طبرستان بودند. وى در عدن متولد شد و در آنجا نشو و نما یافت و پس از اتمام تحصیلات به تدریس پرداخت، پس از آن مفتى شده و عهده‏دار قضاى عدن گردید، و حدود 40 سال به قضاوت مشغول بود. با مردم به مدارا رفتار مى‏كرد و به داشتن فروتنى، نرم‏خویى و مایل به...
ابن‏کربلایی قزوینی، درویش حسین •
(ز 988 ق)، صوفى، شاعر و خطاط. معروف به كربلایى، بابافرجى و حافظ حسین. وى از متصوفه‏ى طریقه‏ى عبداللهیه علویه و مرید سید احمد حسینى حسنى موسوى باب الابوابى بود. در سال 988 ق به دمشق رفت و با شیخ بورینى ملاقات كرد و شیخ زبان فارسى را از او فراگرفت و در همین ایام بود كه با شیخ بهایى ملاقات كرد. وى خط را...
ابن‏کربویه رازی •
(وف بعد از 253 ق)، شاعر. وى از یاران حسین بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن ارقط علوى، مشهور به كوكبى بود. هنگامى كه كوكبى در قزوین بر خلیفه‏ى عباسى وقت خروج كرد وى نیز با او همراه بود. شوریدگان، ابهرو زنجان را تصرف كرده و فرستادگان خلیفه را بیرون راندند. در 253 ق معتز، خلیفه‏ى عباسى، موسى بن بغا...
ابن‏یمین فریومدی، امیر فخرالدین، محمود •
(وف 772 /769 ق)، شاعر و ادیب. پدرش از تركانى بود كه از ماوراءالنهر به خراسان آمده بودند. با دربار ابوسعید و طغاتیمور مراوده داشت. ابن‏یمین نخست در دیوان استیفا مشغول به كار شد. سپس به تبریز رفت و در دستگاه غیاث‏الدین محمد فرزند رشیدالدین فضل‏اللَّه به خدمت مشغول شد. از آنجا عازم عراق عجم شد و سپس به...
ابهری قزوینی، رفیع‏الدین •
(س هفتم و هشتم ق)، عالم و شاعر. از مردم ابهر بوده كه در كرمان مى‏زیست. وى از شاعران عهد حجاج سلطان قره ختایى و از ملازمان غازان خان بود. وى با كمال‏الدین اسمعیل و اثیرالدین اومانى معاصر بوده. رفیع‏الدین فرزانه‏اى صاحب كمالات صورى و معنوى و از وارستگان و مجردان عهد خود بوده كه به دو زبان شعر مى‏گفت. از...
ابهری، کمال الدین ابوعمرو، ابوعمر •
(س هفتم ق)، ادیب، شاعر. از وزیران سلجوقیان بزرگ بود. پیش از وزارت، در دستگاه سلطنت كارهاى خطیر و مشاغل مهم دیوانى داشت وى زمان هرج و مرج سلطنت طغرل از بیم دشمنان در جامه‏ى اهل تصوف به حجاز رفت و از آن جا، رباعیى در وصف حال خود سرود و به ابهر فرستاد. همان رباعى در تذكره‏ها به عنوان شاهد شعرى وى ثبت شده...
ابوالآداب یزدی •
(وف 1077 ق)، شاعر. مردى فاضل بود. در نگارش و شعر مهارت داشت. در جوانى در اصفهان درگذشت.
ابوالبرکات بیهقی، مجدالدین فضل •
(س ششم ق)، شاعر. ظاهراً اهل بیهق خراسان بود و نسبش با پانزده واسطه به امیرالمؤمنین (ع) مى‏رسد. وى عالمى دانشمند و حكیمى شاعر بود كه در دو عرصه‏ى نظم و نثر فارسى و عربى استاد بود. در «لباب الالباب» قصیده‏ى بلندى از سروده‏هاى وى در مدح تاج‏الدین، رییس، خراسان نقل شده است.
ابوالبرکه سمرقندی •
(س نهم ق)، شاعر، متخلص به فراقى. در سمرقند و خراسان قاضى بود و چندین بار به سبب بى‏عدالتیها از منصب قضا بركنار شد. وى دو فرزند شاعر داشت، او به سبب پاره‏اى از اشعار درشت، مورد غضب شاه قرار گرفته كه با فرستادن قطعه‏اى در این باب احتجاج كرده است.
ابوالبقاء موسوی حسینی ابرقویی •
(ز 1100 ق)، خطاط و شاعر. ملقب به رستم الخطاطین. از سادات ابرقو بود كه در اصفهان مى‏زیست و خود نسبت سیادتش را یك جا موسوى و دیگر جاى حسینى یاد مى‏كند. ابوالبقا مدارش بر تحصیل علوم و كسب كمالات بود و از شاگردان محمد امین مشهدى و از خوشنویسان دربار شاه جهان، پادشاه هندوستان، به شمار مى‏رفت؛ بعد از برگشت...
ابوالفتح بستی، نظام الدین عمید •
بستى، على بن محمد بن حسین بن یوسف بن محمد بن عبدالعزیز (ف. بخارا 400 یا 401 ه.ق.). از مشاهیر مترسلان و شاعران پارسى و تازى در آغاز عهد غزنویان و اواخر قرن چهارم است. وى نخست در خدمت «بایتوز» امیر بست به سر مى‏برد و دبیر او بود و پس از غلبه سبكیگین بر بایتوز به دبیرى سبكتیگین منصوب شد و تا پایان حیات...
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین بن هیثم •
(356 -284 ق)، مورخ، محدث، ادیب شاعر و موسیقیدان. در اصفهان متولد شد و در بغداد نشو و نما یافت و نزد ابن درید و ابن‏انبارى و محمد بن جریر طبرى تحصیل كرد. وى از على بن عباس بجلى و محمد بن جعفر قتّات و ابوبكر بن درید و نفطویه حدیث شنید. دارقطنى و ابراهیم بن احمد طبرى و ابوالفتح بن ابى‏الفوارس از وى حدیث...
ابوالفقرا، محمّد باقر •
فرزند ملّا محمّدتقى گزى، عالم، شاعر، ادیب و در اصفهان انجمن ادبى داشته و جمع كثیرى از شعرا در آن شركت مى‏نموده‏اند. در مقدمه دیوان غمگین ضمن دو قصیده انجمنیه نام 22 نفر از آنها ذكر شده است. آه و افسوس از ابوالفقراء كه بدانش ورا نبود قرین هم بدش جا به صُفّه عرفان هم در ایوان شرع صدرنشین بیتى آراست...
ابوالقاسم حکیم •
(س دهم ق)، طبیب و شاعر. وى برادرزاده‏ى درویش على، پزشك امیر علیشیر نوایى، و مردى دانشمند و پزشكى حاذق بود و در فنون دیگر نیز دست داشت. ظاهرا، خاندان وى از مردم هرات بودند ولى، او در بخارا مى‏زیست. هفتاد سال عمر كرد؛ در حوالى نمازگاه بخارا دفن شد. ابوالقاسم غزل نیز خوب مى‏سرود.
ابوالینبغی •
عباس بن طرخان، یكى از شاعران ایرانى است كه به زبان عربى شعر مى‏گفته و در خدمت برمیكان مى‏زیسته است. از او دو بیت ذیل در تأسف بر خرابى سمرقند در كتاب المسالك و الممال ابن خردادبه نقل شده است: سمرقند كند مند بذینت كى افكند؟ از چاچ ته بیهى همیشه ته خهى.
ابوطالب اصفهانی •
(وف 1135 ق)، خطاط و شاعر. وى از نجباى اصفهان بود و پس از مرگ پدر منصب سرخط نویسى دیوان شاه سلطان حسین به او تفویض شد. و وزراء و درباریان او را بسیار توقیر مى‏كردند. ابوطالب در فن انشاء، حسن خط، صفات حسنه و اخلاق پسندیده یكتا بود. صاحب «گلشن»، خط شكسته وى را در كمال خوبى و درستى دانسته است و همچنین او...
ابوطالب شیخ •
(وف 1253 ق)، خطاط، نقاش، مذهّب و شاعر. او از مشایخ و مجتهدان بود و هفت قلم را نیكو مى‏نوشت و در نقاشى و تذهیب نیز دست داشت. ابوطالب در ادبیات و زبان فارسى و عربى مهارت داشت و به هر دو زبان شعر مى‏گفت.
ابونراس اهوازی، حسن •
(س دوم ق)، شاعر و ادیب. از شاعران معروف دوره‏ى بنى‏عباس است كه بین 130 و 145 ق در اهواز از مادرى ایرانى متولد شد و در بصره و كوفه پرورش یافت و سپس به بغداد رفت و به خدمت برامكه پیوست و بعد از افول دولت آنها به مصر گریخت، ولى دگر بار به بغداد بازگشت و از مقربان خلیفه، امین، شد. ابونراس به قولى در زندان...
ابونصر •
احمد فراهى، شاعر قرن ششم و هفتم (ف. 618 ه.ق.) معاصر و مداح ملك غازى یمین‏الدوله بهرام شاه بن حرب از ملوك نیمروز. وى نصاب‏الصبیان (ه.م.) را به نظم در آورده است.
ابونصر پارسا، برهان الدین محمد •
(وف 865 ق)، عارف و شاعر. از اكابر مشایخ نقشبندیّه و جامع اصول شریعت و فنون طریقت بود، او بعد از وفات پدر در هر دو قسمت شریعت و طریقت خلیفه و جانشین وى گردید. وى شعر نیز مى‏گفت.
ابونصر طالقانی، احمد •
(س پنجم و ششم ق)، شاعر. وى از مداحان نظام الملك وزیر آلب ارسلان و ملكشاه سلجوقى بود و به هر دو زبان عربى و فارسى شعر مى‏سرود. از اشعار او جز ابیاتى چند نمانده است.
ابونصر قاینی، محمد •
(س پنجم ق)، ادیب و شاعر. معروف به مناح. وى از ادباى معروف عصر خود بود كه شعر عربى را نیكو مى‏سرود و در حكمت نیز دست داشت. در بعضى منابع كتاب «قراضه‏ى طبیعیات» را به وى نسبت داده‏اند.
ابونصر مهنه، ناصرالدین •
(س نهم ق)، شاعر. وى از نوادگان شیخ ابوسعید ابوالخیر مهنوى بود و شعر را نیكو مى‏سرود. از اوست : از زود رفتنت همه روز است ماتمم وز دیر آمدن همه شب ماتمى دگر ترسم كه گر حكایت غمهاى خود كنم غمگین شوى ازین غم و آن هم غمى دگر
ابونواس •
حسن بن هانى شاعر ایرانى الاصل عربى گوى (و. اهواز 146 ه.ق./ 763 م.- ف. 198 ه.ق./ 814 م.) وى مبتكر تغزلات در ادب عرب به شمار مى‏رود. او در اهواز متولد شد و در بصره نشو و نما یافت و به بغداد رفت و به خلفاى بنى عباس پیوست و بعضى از آنان را مدح گفت و سپس به دمشق و از آنجا به مصر رفت و امیر مصر، خصیب را...
ابیوردی •
ابوالمظفّر محمّد بن احمد بن محمّد ادیب شاعر لغوى، در علوم لغت و ادب و حدیث و انساب و اخبار عرب و بسیارى از علوم دیگر، وحید عصر، و فرید دهر خود بوده. كتب زیر از تألیفات اوست: 1- الانساب 2- تاریخ ابیورد 3- تاریخ نساء 4- تعلة المشتاق 5- الدرة الثمینة 6- طبقات العلوم 7- قبسة العجلان فى نسب آل ابى سفیان...
ابیوردی کوفنی، ابوالمظفر محمد •
(وف 507 ق)، ادیب، شاعر، نسب شناس و محدث شیعى. در بعضى كتب شهرت او را كوفنى نوشته‏اند. در كوفن، دهى میان ابیورد و نسا، متولد شد. به بغداد رفت و به خدمت مؤید الملك بن نظام الملك درآمد. و به درخواست او عمیدالدوله را هجو كرد و عمیدالدوله شكایت به نزد خلیفه برد كه ابیوردى شعر در هجاى خلیفه عباسى و مدح خلیفه...
اتابک شیرازی، سعد زنگی •
(س هفتم ق)، شاعر. از اتابكان سلغرى فارس است كه مدتها حاكم شیراز بودند. وى ممدوح سعدى است، كه خود نیز شعر مى‏سرود. این ابیاتى از اوست : مائیم كه دل از بر ما یكسو شد چون تیر بر یار كمان ابرو شد گو فاش بدانند همه دشمن و دوست زنگى‏ست كه ترك خویش را هندو شد
اتابکی، عبداللَّه •
(1332 -1284 ق)، خوشنویس و شاعر، متخلص به امیر. مشهور به اتابكى. در تهران متولد شد، علوم ادبى و عربى را نیكو مى‏دانست. وى مردى فاضل و از منشیان خوش خط و شاعرى توانا بود. مدتى منشى عین‏الدوله و بعد منشى میرزا على اصغرخان اتابك اعظم شد. پس از عزل اتابك و به صدارت رسیدن عین‏الدوله، اتابكى به جرم این كه منشى...
اتابکی، منصوره •
شاعر، خواننده. تولد: 1298، تهران. درگذشت: مرداد 1363. منصوره اتابكى در كودكى پدر خود را از دست داد و زیر نظر مادر خود به تحصیل پرداخت. از دوران نوجوانى گاه و بیگاه اشعارى مى‏سرود سید فخرالدین هاشمى، معروف به «طلوعى عراقى» یا «فخر طلوعى» شاعر معاصر، به تشویق او پرداخت و او را ترغیب به شعر و هنر مى‏نمود....
اثر شیرازی، شفیع •
(ز 125 ق)، شاعر، متخلص به اثر. مشهور به شفیعاى اعمى. اهل قریه‏ى پراشكت فارس بود و در شیراز نشو و نما یافت. وى معاصر سلطان حسین صفوى و حزین لاهیجى بود. در نه سالگى بر اثر بیمارى آبله بینائیش را از دست داد اما، از كسب علوم زمان خویش فارغ نگشت و از معروفترین شعراى زمان خود شد. در لار وفات یافت. از آثار...
اثر مازندرانی، محمد زمان •
(س یازدهم ق)، شاعر. وى اهل مازندران بود و به اصفهان رفت و در آنجا به تحصیل علوم و فنون پرداخت و پس از چندى به وطن خویش بازگشت. در سرودن شعر توانا بود. از اوست: از دست كریمان جهان فیض ندیدم كز آب گهر از كف دریا نگرفته است
اثیر اخسیکشی •
(س ششم ق)، شاعر. منسوب به اخسیكث از شهرهاى ماوراءالنهر. در شعر خود را اثیر و اثیر اخسیكثى خوانده است، ولى تذكره نویسان متأخر نام او را اثیرالدین ضبط كرده‏اند. اثیر معاصر ركن الدین ارسلان بن طغرل سلجوقى بود، كه علاوه بر مدح وى، اتابك ایلدگز و فرزندان او را نیز مدح گفته است. وى با مجیرالدین بیلقانى رقابت...
اثیرالدین اومانی، عبداللَّه •
(وف 665 -656 ق)، شاعر، متخلص به اثیر. اهل قریه‏ى اومان از توابع همدان و از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسى و معاصر كمال الدین اسماعیل و رفیع‏الدین لنبانى بود. اتابك مظفرالدین ازبك و سلمان شاه، از ملازمان المستعصم بالله، حاكم كردستان را مدح مى‏گفت. بیشتر عمر خود را در بغداد گذراند. وى در قصیده سرایى از سبك...